مطالعه و پژوهش

مطالعه و پژوهش

مطالعه خوب یک عادت است و اگر مطالعه را تبدیل به عادت نکنیم ماندگاری نخواهد داشت و هر کس در عرصه ای که فعالیت دارد و در آن زمینه دغدغه دارد بهتر پژوهش خواهد کرد و هر چند می تواند در چند زمینه و زیر شاخه های تحقیقات مورد نظر خود بپردازد که در این صورت به پژوهش میدانی می پردازد . اما به دلیل محدود بودن پایگاه مطالعاتی نمی تواند قابل استناد باشد بلکه می تواند جنبه تعلیماتی نویسنده یا پژوهشگر باشد . یک داستان نویس و پژوهشگر ادبی باید ذهنی فعال  و خلاق در حوزه علون انسانی داشته باشد . بنابراین این سوال مطرح می شود آیا متون ادبی دارای اصول مدیریت هست ؟

باید جواب بدهیم بلی . مثل منطق الطیر عطار که به صورت کاربردی بوده و باید استخراج شود . مطالعه معمولاً برای دانش افزایی است چه در دنیای مجازی (اینترنت) چه در کتاب اما پژوهش یک پروسه ماندگار هست و لازمه یک پژوهش خوب و اثر بخش و ماندگار داشتن مطالعه خوب است و از امور زیر بنایی یک پژوهش و تحقیق می باشد .

اما محدود کردن و مهار کردن سلیقه ی انسانی در یک محوطه حساب شده و قابل پیش بینی چیزی است که باید در اصطلاح به آن استعمار ادبی نام داد هر گونه چهار چوب تراشیدن برای یک نویسنده و هر گونه قید و مانع برای یک هنرمند ایجاد کردن ، بی شبهه اسباب تضعیف هنر او می شود . ارزش کار هر هنرمند به این است که در برابر موضوعات مختلف که اسباب آفرینش او هستند دید خاص خود را حفظ کند و مجبور نباشد که مسائل را از چشم اندازهای فرمایشی و دستوری ببیند و در آثار خود دستور ها را به طور بخشنامه ای منعکس کند . هم چنین اگر ما بخواهیم هدف و غرض واحدی را را پیش روی نویسندگان و هنرمندان قرار دهیم و آنان را مجبور کنیم که در آثار خود به تحسین این هدفها و غایت ها بپردازند ، باز هم سبب انحراف هنر از جاده اصلی خود شده ایم و نکته دیگر این که لذت بردن یا تحسین کردن دید خاص یکی از هنرمندان هرگز نباید مورد تقلید کورکورانه ی جمعی قرار گیرد و این موجب آفت هنر است چرا که امور عالم محدود است ، اما ذهن ها به تعداد آدمیان بی شمار و لا یتناهی . به این ترتیب امور واحد را ذهن های متعدد به چشم های متعدد می بیند و هر کس می تواند در محدوده ی خویش چشم انداز مستقل شخصی را حفظ کند .

در بیان مختصر سعی گردیده تا به مناسبت هفته پژوهش مطالبی هرچند در خور شایسته خوانندگان عزیز هم نباشد اما ارائه گردد . تا ضمن ارزش نهادن به امر مطالعه ، از پژوهش و نگارش هم غافل نگشته و با مطالعه آثار گذشتگان و تفحص و تحقیق بیشتر در این زمینه ها به خلق آثار بدیعی برسند .

این مقاله کوتاه نیاز به ویرایش دارد. امیداست خوانندگان عزیز عذر مرا موجه دارند . باتقدیر و تشکر

بهبود روحيه با رنگ هاي شاد و روشن

 

بهبود روحيه با رنگ هاي شاد و روشن

يك روانشاس گفت : رنگ هاي شاد و روشن در بهبود روحيه نقش مثبت دارند ، اما افراط در استفاده از رنگ هاي قرمز و زرد تاثيرات ناخوشايندي در پي دارد . به طور كلي هيجانات افراد تحت تاثير محيط از جمله تزئينات شرايط و رنگ ها قرار مي گيرد .

زماني كه محيط براي فرد حالت يكنواختي ، ثابت و تكراري پيدا كند ، يك تاثير و در صورتي كه از رنگهاي مختلف و متنوع در محيط استفاده شود تاثير ديگري مي گذارد. اين روانشناس گفت : اين كه بگوييم رنگ ها در بروز افسردگي افراد تاثير گذار است هنوز از نظر علمي ثابت نشده  و اين موضوع هنوز در حد فرضيه است . اما يك مدل افسردگي داريم كه محيط بتواند روي آن تاثير بگذارد و در بيماران افسرده تاثيرات مثبت و منفي ايجاد كند و فرد افسرده در صورتي كه در فضاي شاد قرار گيرد ، مي تواند از اين وضعيت خارج شود .

حكم نقاشي و مجسمه سازي در روايات اسلامي

این نقاشى و مجسمه ها، چگونگى زندگى افراد را در زمینه هاى گونه گون حفظ کرده است. سزاوار است که ما آن را دیوان شکل زندگى و حالات بشر بدانیم؛ چرا که انسان و حیوان را در چگونگی هاى گوناگون خوشحالى، خوشنودى، آرامش و… به تصویر مى کشند.

اینک، پس از بررسى روایات، به آیات مى نگریم، تا ببینیم آیا در قرآن کریم، دلیل و یا شبه دلیل بر حرام بودن نقاشى و مجسمه وجود دارد، یا خیر؟
1 . برخى کلمه (الانصاب) را در قول خداوند متعال که مى فرماید:
(انّما الخمر و المیسر والانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه.)( 21)
همانا شراب و قمار و بتها و گروبندى با تیرها، پلیدى و کار شیطان است، از آن اجتناب کنید. به (اوثان) تفسیر کرده اند. با این که این تفسیر، روشن ترین دیدگاه در تفسیر (الانصاب) نیست، بلکه روشن ترین تفسیر آن است که (انصاب) سنگهایى بوده که نصب مى کرده اند و بر آنها قربانى مى کرده اند.
هیچ کس مخالفت نکرده که بت گرفتن مجسمه و ساختن بت، ترویج شرک است و حرام بودن آن مورد اتفاق، لکن صحیح نیست که حکم به تحریم را بگسترانیم و همه گونه مجسمه را در زیر پوشش آن قرار دهیم، حتى آن مواردى که قصد ترویج بت پرستى نیست و این معنى از آن فهمیده نمى شود.
2 . خداوند در سوره سبأ از سلیمان و آنچه را که به او داده بود، چنین خبر داده است:
(یعملون له ما یشاء من محاریب و تماثیل و جفان کالجواب و قدور راسیات اِعملوا ال داود شکراً وقلیل من عبادى الشکور.)( 22)
براى وى هر چه مى خواست از بناهاى بلند و تندیسها و کاسه هایى چون حوض و دیگهاى محکم بر جاى، مى ساختند. اى خاندان داود براى سپاسگزارى کارى کنید و اندکى از بندگان من سپاسگزارند.
پیش از این، بیان کردیم که شمارى از عالمان، با استناد به همین آیه، ساخت تمام گونه هاى مجسمه و صورتگرى را جایز مى دانند. کسانى که آن را منع مى کنند، در تفسیر آیه مى گویند: (حکم جواز صورتگرى، مربوط به شریعت دیگر، غیر از شریعت ما بوده است و در دین اسلام، صورتگرى حرام است.)
حق این است که نمى شود به همین آسانى، ازموضوع گذشت و به استناد روایاتى که شرح دادیم و نظر علما را درباره آن بررسى و تفسیر کردیم. بر حرام بودن حکم کرد.
سیاق آیه کریمه، که این مطلب را در مورد سلیمان بیان مى کند، دلالت دارد بر ستایش نعمتهاى الهى که براى او مقرر شده و شمارش جلوه هاى تمدن و ترقى صنعت، در عصر وى. آن گاه، این آیه، غرفه ها، مجسمه ها، کاسه ها و دیگها را یادآورى مى کند، همان گونه که پیش از این، از تسخیر باو سخن گفت:
(ولسلیمن الرّیح غدوّها شهر و رواحها شهر.)
و باد را مسخّر سلیمان کردیم. بامدادان یک ماهه راه مى رفت و شبانگاه یک ماهه راه.
و پیش از این از نعمتهایى که به به داود،پدر سلیمان، بخشیده بود، سخن به میان آورد:
(ولقد اتینا داود منّا فضلاً یاجبال اَوّبی معه والطَّیر والنّاله الحدید.)
داود را از سوى خود فضیلتى دادیم که: اى کوهها و اى پرندگان، با او هم اواز شوید. و آهن را برایش نرم کردیم.
و تمام این سخنان را، با این یادآورى، پایان بخشید:
(اعملوا ال داود شکراً وقلیل من عبادى الشکور.)
اى خاندان داود، براى سپاسگزارى، کارى کنید و اندکى از بندگان من، سپاسگزارند.
بسیار بعید مى نماد، چیزى را براى پیامبرى از پیامبران، مباح کند و آن را چنین مورد ستایش قرار دهد و از جمله نعمتهایى بر شمارد که سبب سپاس عملى مى شود و در پایان بگوید: اینها از امورى است که شریعت اسلام آنها را نسخ کرده! زیرا شریعت اسلام،نیامده مانند این موارد را نسخ کند.
اسلام آمد، تا بار سنگین و بندهایى که بر گذشتگان بود، از امت برگیرد. صورتگرى، از جمله بارسنگین و بندها نیست، تا بگوییم برداشته شده، بلکه از قبیل ترقى صنعت و هنر است. روشن است، مجسمه هایى که براى حضرت سلیمان ساخته مى شد،مجسمه هاى بت و شرک نبودند و گرنه، در هیچ دینى و در هیچ لحظه اى، جایز نمى شدند.

 

این نقاشى و مجسمه ها، چگونگى زندگى افراد را در زمینه هاى گونه گون حفظ کرده است. سزاوار است که ما آن را دیوان شکل زندگى و حالات بشر بدانیم؛ چرا که انسان و حیوان را در چگونگی هاى گوناگون خوشحالى، خوشنودى، آرامش و… به تصویر مى کشند.

 

اینک، پس از بررسى روایات، به آیات مى نگریم، تا ببینیم آیا در قرآن کریم، دلیل و یا شبه دلیل بر حرام بودن نقاشى و مجسمه وجود دارد، یا خیر؟
1 . برخى کلمه (الانصاب) را در قول خداوند متعال که مى فرماید:
(انّما الخمر و المیسر والانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه.)( 21)
همانا شراب و قمار و بتها و گروبندى با تیرها، پلیدى و کار شیطان است، از آن اجتناب کنید. به (اوثان) تفسیر کرده اند. با این که این تفسیر، روشن ترین دیدگاه در تفسیر (الانصاب) نیست، بلکه روشن ترین تفسیر آن است که (انصاب) سنگهایى بوده که نصب مى کرده اند و بر آنها قربانى مى کرده اند.
هیچ کس مخالفت نکرده که بت گرفتن مجسمه و ساختن بت، ترویج شرک است و حرام بودن آن مورد اتفاق، لکن صحیح نیست که حکم به تحریم را بگسترانیم و همه گونه مجسمه را در زیر پوشش آن قرار دهیم، حتى آن مواردى که قصد ترویج بت پرستى نیست و این معنى از آن فهمیده نمى شود.
2 . خداوند در سوره سبأ از سلیمان و آنچه را که به او داده بود، چنین خبر داده است:
(یعملون له ما یشاء من محاریب و تماثیل و جفان کالجواب و قدور راسیات اِعملوا ال داود شکراً وقلیل من عبادى الشکور.)( 22)
براى وى هر چه مى خواست از بناهاى بلند و تندیسها و کاسه هایى چون حوض و دیگهاى محکم بر جاى، مى ساختند. اى خاندان داود براى سپاسگزارى کارى کنید و اندکى از بندگان من سپاسگزارند.
پیش از این، بیان کردیم که شمارى از عالمان، با استناد به همین آیه، ساخت تمام گونه هاى مجسمه و صورتگرى را جایز مى دانند. کسانى که آن را منع مى کنند، در تفسیر آیه مى گویند: (حکم جواز صورتگرى، مربوط به شریعت دیگر، غیر از شریعت ما بوده است و در دین اسلام، صورتگرى حرام است.)
حق این است که نمى شود به همین آسانى، ازموضوع گذشت و به استناد روایاتى که شرح دادیم و نظر علما را درباره آن بررسى و تفسیر کردیم. بر حرام بودن حکم کرد.
سیاق آیه کریمه، که این مطلب را در مورد سلیمان بیان مى کند، دلالت دارد بر ستایش نعمتهاى الهى که براى او مقرر شده و شمارش جلوه هاى تمدن و ترقى صنعت، در عصر وى. آن گاه، این آیه، غرفه ها، مجسمه ها، کاسه ها و دیگها را یادآورى مى کند، همان گونه که پیش از این، از تسخیر باو سخن گفت:
(ولسلیمن الرّیح غدوّها شهر و رواحها شهر.)
و باد را مسخّر سلیمان کردیم. بامدادان یک ماهه راه مى رفت و شبانگاه یک ماهه راه.
و پیش از این از نعمتهایى که به به داود،پدر سلیمان، بخشیده بود، سخن به میان آورد:
(ولقد اتینا داود منّا فضلاً یاجبال اَوّبی معه والطَّیر والنّاله الحدید.)
داود را از سوى خود فضیلتى دادیم که: اى کوهها و اى پرندگان، با او هم اواز شوید. و آهن را برایش نرم کردیم.
و تمام این سخنان را، با این یادآورى، پایان بخشید:
(اعملوا ال داود شکراً وقلیل من عبادى الشکور.)
اى خاندان داود، براى سپاسگزارى، کارى کنید و اندکى از بندگان من، سپاسگزارند.
بسیار بعید مى نماد، چیزى را براى پیامبرى از پیامبران، مباح کند و آن را چنین مورد ستایش قرار دهد و از جمله نعمتهایى بر شمارد که سبب سپاس عملى مى شود و در پایان بگوید: اینها از امورى است که شریعت اسلام آنها را نسخ کرده! زیرا شریعت اسلام،نیامده مانند این موارد را نسخ کند.
اسلام آمد، تا بار سنگین و بندهایى که بر گذشتگان بود، از امت برگیرد. صورتگرى، از جمله بارسنگین و بندها نیست، تا بگوییم برداشته شده، بلکه از قبیل ترقى صنعت و هنر است. روشن است، مجسمه هایى که براى حضرت سلیمان ساخته مى شد،مجسمه هاى بت و شرک نبودند و گرنه، در هیچ دینى و در هیچ لحظه اى، جایز نمى شدند.

 

ادامه نوشته

نقاشی های ناخودآگاه ، شخصیت شما را آشکار می کند

نقاشی های ناخودآگاه ، شخصیت شما را آشکار می کند

مطمئنا ً تا به حال این تجربه را داشته اید که در کلاس درس و یا یک جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد ، آن ‌وقت با خودکاری که در دست دارید بر روی کاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می کشید. ممکن است این ‌خطوط درهم و مبهم ، در نگاه اول چیز جالبی بــرای گـفـتـن نـداشـتـه باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روانشناسان، این ‌نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند که به دور از محدودیت های ذهـنآگـاهمان پدید می آیند ‌واسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می کشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رویاهای نهفته ای که هیچ ‌گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم . ‌بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روانشناسان ، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی‌ها را می کشند، به ‌عنوان مثال وقتی تلفنی صحبت می کنند یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند، در هنگام ‌کشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حرکت قلم بر روی کاغذ نیستند. ‌روانشناسان، تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند که همانند دست خط ها، این خـطوط درهم و مـبـهــم نـیــز از الـگــوی خــاص و مـنـحـصــربــه فـردی برخوردارند . ولی باید گفت که روانشناسی ‌نقاشی های ناخودآگاه به اندازه دست خط افراد، دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد ‌که به اعتقاد اسپنسر خط شناس معروف ، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. اسپنسر می نویسد: "اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه ، سخت و دشوار است، اما این نقاشی ‌های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افکار و شخصیت افراد را به دست می دهد." ‌پیشنهاد می کنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی‌هایی را کشیدید ، آنها را دور نیندازید . می توانید نقاشی هایتان ‌را با نمونه های زیر مقایسه کنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید.
۱) اشکال هندسی: ‌مثلث، مربع و اشکال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان یافته است و نشان می دهد که شما به گونه‌ای روشن و ‌آشکار می اندیشید و دارای مهارت های برنامه ریزی هستید. در برنامه ها و طرح هایتان بسیار دقیق عمل می کنید ‌و کفایت و کارآیی بالایی دارید. ‌
۲) ‌ اجرام فضایی: ‌ماه و خورشید و ستارگان و یا اجرام آسمانی دیگر، نماد جاه طلبی و بلند پروازی است. شما فرد خوشبینی هستید و ‌این نیاز را در خود می بینید که تایید شوید و یا مورد تشویق دیگران قرار گیرید.
‌۳) اشکال درهم: ‌نشانه هیجان و تنش هستند و نشان می دهند که شما در تمرکز دچار اشکال می شوید و همیشه چیزی هست که ‌مزاحم تمرکزتان شود. ‌
۴) بازی ها: بازی هایی نظیر نقطه بازی ، دوز یا شطرنج ، حس رقابت را در شما به تصویر می کشند و شما دوست دارید ‌همیشه در بازی ها پیروز باشید و اصلاً برای برنده شدن بازی می کنید. ‌
۵) ‌ چهره های خندان و زیبا: کشیدن چنین تصویرهایی مویداین است که شما به مردم و دیگران عشق می ورزید و همواره جنبه های مثبت افراد و شرایط را می بینید. فرد خوشبینی هستید و با دیگران دوستانه برخورد می کنید و علاقه مند به فعالیت های ‌اجتماعی هستید. خصوصیاتی نظیر انسانیت، نیک سرشتی، دلسوزی و همدردی در شما وجود دارد. نسبت به ‌دوستانتان حساس هستید. ‌
۶) چهره های درهم و زشت: ‌نشانه حس سوءظن و بدگمانی در وجود شماست، سعی می کنید رفتاری تلخ و طعنه زننده داشته باشید، با مردم ‌میانه خوبی ندارید و در واقع پرخاشگر و طغیانگر هستید، اعتماد به نفس کافی ندارید و در کارهای گروهی ‌همکاری نمی کنید. تندخو هستید و همیشه احساس رنجش و محرومیت می کنید. ‌
۷) فلش ها و نردبان: ‌نمادی از جاه طلبی در شماست. میل زیادی به تایید و اثبات خود دارید ، در تصمیمات، یکدنده و سمج عمل می ‌کنید و همیشه سعی در تصدیق توانایی ها و استعدادهایتان دارید. ‌
۸) خانه و کلبه ها: ‌به دنبال خانه و خانواده هستید و نیاز به داشتن خانواده را در خود حس می کنید. میل دارید در خانواده‌تان سرمایه گذاری کنید، در جستجـوی سـرپنـاه روحـی و معنـوی هستیـد ودر جستجوی خود گمشده تان. احساس ‌ناامنی دارید.
‌۹) نــت هــای مــوسـیقی: ‌عاشق آهنگسازی و موسیقی هستید. ‌
۱۰) اشکال تکراری و دنباله دار: ‌نماد صبر و استقامت در شماست، در رفتارهایتان پایبند شیوه و اسلوب هستید و در تمرکز توانمندید. قادرید ‌کارهایتان را به راحتی سازماندهی کنید و با هر چیزی کنار بیایید. ‌
۱۱) گل، گلدان، گیاه و درخت: ‌شما فردی احسـاسـاتـی هستیـد و دوسـت داریـد همیشه در رویاهایتان بمانید، روحیه مهربانی دارید و با دوستانتان ‌دوستانه رفتار می کنید، فردی اجتماعی هستید. ‌
۱۲) حیوانات: ‌شما به حیوانات علاقه دارید و به حمایت از دیگران مشتاقید ، حساس و ملاحظه کار هستید و نیاز به آرامش فکر دارید، احساس می کنید که می توانید از دیگران حمایت کنید. ‌
۱۳) قلب: ‌فرد احساساتی هستید. کسی را دوست دارید و رویایی هستید. آرزو داریدبه شخص خاصی تعلق داشته باشید. ‌
۱۴) آجرها و کتاب هایی که روی هم قرار گرفته اند: زیر فشار و استرس زیادی قرار دارید و احساس می کنید که با کوچک ترین لرزشی نابود می شوید و فرو می‌‌ریزید. ‌
۱۵) ‌ غذا و میوه: ‌خوردن را دوست دارید احتمالا در رژیم به سر می برید. ‌
۱۶) ‌ خطـوط متقاطع: ‌احساس خفگی و اختناق دارید و نیاز به فرار و آزادی را در خود حس می کنید. این سدی است که میان خود و ‌دیگران قرار داده اید و از بروز احساساتتان گریزانید، سعی می کنید عواطفتان را پنهان نمایید تا فرد مناسبی پیدا ‌شود که شایستگی احساس شما را داشته باشد. ‌
۱۷) چـاقو، اسلحه و شمشیر: نشانی از خشونت و عصبانیت در شماست و حتی گاهی تمایلات روانی، حس رقابت و نیاز به اثبات مردانگی در ‌شما را نشان می دهد. ‌ 
 

 
روزنامه تحلیل روز

 

چرا هنگام شنیدن و گفتن و حتی نشستن خط و شکل می کشیم؟


اکثر ما هنگام گوش دادن به سخن کسی در مجالس سخنرانی و کلاس درس ، موقع صحبت کردن با تلفن یا گوش دادن به رادیو و کاست و یا حتی هنگام تماشای یک برنامه تلویزیونی ، خطوط ، علائم ، کلمات و اشکال هندسی در هم و نامفهومی را نقاشی می کنیم. این اشکال و خطوط بی قاعده که از ناخودآگاه ذهن بر می خیزد، واقعاً چه چیزی را در مورد ما روشن می کنند؟


مقاله زیر تلاش کرده است به این سوال پاسخ دهد، باهم می خوانیم .
اگر ملاقاتی طولانی و خسته کننده برایتان پیش بیاید، در آن حالت با احساس بی قراری و ناراحتی چه می کنید ؟
شاید یک کاغذ و قلم بردارید و شروع به خط خطی کنید که البته کاری است که به نظر خیلی ها عادی می آید، حالا به آنچه که روی کاغذ به جامانده ، نگاهی بیندازید. ممکن است متعجب شوید. این اشکال و خطوط ، هیچ ارتباطی به دستخط فرد ندارد و در واقع حاصل فعل و انفعالات ضمیر ناخود آگاه شخص است و البته نتایج و پیام های بسیاری نیز دارد.
این خطوط و نقوش را می توان به دسته های مختلف از اشکال هنری و دکوراتیو تا اشکال پیش پا افتاده و بی ارزش تقسیم بندی کرد.
برخی خطوط تکرار می شوند، خانه ها ی کوچک ، گل ها، پرنده ها، فلش ها، ستاره ها ، ماشین ها، شماره ها و اسامی که تقریباً در بین همه کسانی که عادت به کشیدن این و خطوط و نقوش دارند، مشترک است.
اما اصلاً چرا این کار را انجام می دهیم ؟ ممکن است شکلی از بیان بی قراری و ناراحتی باشد یا کاری که وقتی رنجیده خاطر و خسته یا منتظر اتفاقات مهیج تری هستیم ، انجام می دهیم .
تزئین کاغذ با خطوط مارپیچ ، نوشته های بدخط و نقاشی های کوچک ممکن است کمکی برای رها شدن از تنش ها باشد. اگر این فرض دست باشد، حداقل این کار به نسبت روش های دیگر تسکین استرس مثل کشیدن سیگار، عادت مثبت تری است . شاید به همین دلیل است که بیشتر مردم نزدیک گوشی تلفن خود، کاغذ و قلم می گذارند.
به علاوه ، این عادت در مقایسه با عاداتی نظیر جویدن آدامس با طبیعت نیز سازگارتر است و مثل آدامس آلودگی و چسبندگی هم ندارد.
برخی روانشناسان معتقدند، این اشکال شامل مجموعه ای از علائم ، خطوط و نقوش می باشند که بی هدف و بی جهت ترسیم می شوند اما حاوی مطالب زیادی در مورد شخصیت افراد هستند. این روانشناسان می گویند : کسانی که این خطوط را می کشند، اغلب کسانی هستند که با کاغذ و قلم راحت هستند و با رسم این اشکال ، نقش ها را می توان به صورت یک فعالیت خلاق سمت راست نفر ، ارزیابی کرد.
از این خطوط و اشکال به عنوان تمرین دست گرمی هنرمندان نیز استفاده می شود. مثلاً خواننده ای را در نظر بگیرید که آماده یک اجرا با نت های موسیقی می شود . یک مجموعه خالی می تواند بسیار بی معنا باشد و جرات اجرا را نیز در خواننده نتواند ایجاد کند، اما دست به قلم بردن و رسم این خطوط و نقوش راه خوبی برای شروع است .
همچنین شواهدی وجود دارد که رسم این شکل ها و خطوط ، مغز را از فعالیت های ذهنی آزاد می کند. در یک تحقیق که یکی از اساتید دانشگاه دورت ایالت ایندیانا انجام داد، از دانشجویانش خواست که در کلاس راحت باشند. هر کس بخواهد می تواند تکه ای کاغذ بردارد و همین طور که به مباحث درسی گوش می دهد، برگه اش را نیز در اختیار داشته باشد و خط خطی کند و هرکس هم که نمی خواهد می تواند در کلاس شنونده محض باشد. سپس آزمایش کرد تا ببیند هر یک از گروه ها تا چه اندازه از کلاس برداشت داشته اند، بررسی ها نشان داد کسانی که کاغذی در اختیار داشتند و حین گوش دادن به درس ، آن را با خطوط و نقش هایی که به ذهنشان می رسید نقاشی می کردند، نتیجه و برداشت بهتری نسبت به شنوندگان محض کلاس داشتند.
برخی روانشناسان رسم این اشکال و خطوط را به عنوان شکل بصری خیال پردازی ارزیابی می کنند. بر طبق نظر این روانشناسان سه نوع خیال پردازی وجود دارد:
برآورده شدن آرزوها، غصه خوردن، برنامه ریزی های آینده. به عقیده آنها ، این خطوط و اشکال معمولاً با حس لذت بخش برآورده شدن آرزوها در ارتباط است و کسانی که این خطوط و نقوش را ترسیم می کنند، معمولاً آدم های مستعد خیال بافی هستند . به عنوان مثال در این نوع تصویرگری ، قایقها و هواپیماها اغلب بالا می روند و ممکن است این حالت بیانگر یک نوع اشتیاق برای فرار از همه ناملایمات باشد.
● تشخیص ناخوشی از طریق خطوط و نقوش
عده ای دیگر از روانشناسان مدعی هستند که ترسیم این خطوط و نقوش به شخصیت فرد یک نوع بینش و بصیرت فریبنده می دهد و جزئیات آن نیز اغلب به فرهنگ و پیشینه ذهنی و تحصیلات شخص مربوط می شود.
البته عده ای هم هستند که به ندرت از این نوع نقش ها خطوط رسم می کنند و این الزاماً بدین معنی نیست که این افراد تحت فشارهای روحی هستند.
برخی متخصصین روانشناسی دستخط می گویند کسانی که عادت به ترسیم این گونه خطوط و نقوش ندارند، دارای شخصیتی نکته سنج، صریح و رک هستند.
البته این خطوط و اشکال هم مانند دستخط می توانند مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند،زیرا کلیدهایی در مورد شخصیت افراد به دست می دهند . گرچه خط شناسی (شخصیت شناسی از روی دستخط ) گاهی اوقات سوء برداشتهایی نیز می تواند به همراه داشته باشد.
بسیاری از کارفرمایان از دستخط به عنوان آزمایش سنجش روانی کارمندان خود استفاده می کنند. با تمام اینها، دستخط هم به نوعی ، مانند این خطوط و علائم ، از ذهن تراوش می کند و متخصصان در جهت شناسایی شخصیت فرد یا دریافت اینکه در ذهن فرد چه می گذرد از آن استفاده می کنند.
همه ما در مدسه یادگرفته ایم که به روش استاندارد بنویسیم ، اما بزرگتر که می شویم به مرور دستخط فردی تر و فردی تر می شود. در ۱۶ سالگی یا همین حدودها ، دستخط به تناسب شخصیت فرد شکل می گیرد. به علت همین ویژگی فردی و خصوصی بودن دستخط است که وقتی شما کارت تبریک یا نامه ای از کسی دریافت می کنید، بلافاصله از دستخط روی پاکت نامه می توانید فرستنده آن را بشناسید.
دستخط با معیارهایی مثل اندازه، شکل و فاصله بین حروف مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد . خطوط و اشکالی هم که معمولاً در زمان درگیری ذهنی ترسیم می کنیم و بیشتر به صورت نشانه ها و تصاویر هستند ، از اهمیت خاصی در شناخت شخصیت فرد برخوردارند.
روانشناسان بسیاری اعتقاد دارند که می شود این خطوط و نقوش را مانند یک کتاب خواند و این علائم روزنه ای خلاق است که موقعیت ذهنی شخصی را منعکس می کند. برای مثال فلش ها بیانگر تنش های جنبی است، اما اگر جهت فلشها به طرف بالا باشد، می تواند نشان دهنده آرزوها و رویا نیز باشد. اگر فلش ها در جهت افق باشند، شخص دارای قوه درک خوبی است . فلش هایی که در تمام جهات ترسیم می شوند، نشانگر ذهن روشن است .
اشخاصی که خطوط راست ترسیم می کنند، اغلب آدم های کند و دیرفهمی هستند.
خطوط متقاطع ، بیان گر شخصیتی رقابت طلب است و افراد ایده آلیست و آرمانگرا هم معمولاً ستاره می کشند.ستاره پنج پر می گوید فرد سوار بر آرزوهاست اما ستاره شش پر مبین ظرفیت تمرکز فرد است و دایره ها فرد را خیال پرداز معرفی می کنند، در حالی که مربع یا مستطیل می گویند فرد فعال، منطقی و دارای ذهن دقیق و روشن است .
برخی از این علائم و اعداد مفاهیم جهانی دارند مثل شکل درخت، خطوط پیچ در پیچ ، مار ، اشکال سه وجهی ، خطوط متقاطع و ماهی و روشی که هر کسی این خطوط و نشانه ها را ترسیم می کند، به زندگی شخصی اش یا هر درگیری حتی ناخودآگاهی که فرد تجربه کرده است، بستگی دارد .
بازتاب علائمی که یک نفر موقع ترسیم این خطوط ایجاد می کند، می تواند به معرفی دانش و بینش فرد کمک کند؛ کاری که کلمات قادر به انجام آن نیستند. به همین دلیل بسیاری از درمانگرها از این اشکال یا نقاشی های آزاد در شیوه درمانی شان بهره می گیرند.
این گروه روانشناسان معتقدند: هنر می تواند نقش بسیار موثری در درمان داشته باشد زیرا هنر و روانشناسی کاملاً در هم پیچیده و به هم مرتبط اند.
وقتی که یک نقاشی یا برگه یادداشت پر از خط و نقش درهم و برهم ، تجزیه و تحلیل می شود، باید در پی نشانه های مهم آن بود مثل اینکه آیا نقوش تمام صفحه را پوشانده است یا تنها در گوشه ای از صفحه قرار گرفته اند؟
● آیا خطوط روان و دارای انعطاف هستند یا خشک و شق و رق اند؟
روانشناسان استرالیایی دریافته اند که این خطوط و نقوش ، روش خوبی برای پی بردن به مشکلات نوجوانان است . گرفتاری نوجوان در دام اعتیاد، تشویش یا اضطراب از جمله مسائلی هستند که از این طریق قابل تشخیص و بررسی هستند برخی از نوجوانان نه به راحتی صحبت می کنند و نه با نوشتن میانه ای دارند، اما این اشکال و خطوط می تواند راهی را برای درمانگر مهیا سازد تا به حالات و مشکلات آنان پی ببرد.
به عنوان نمونه می شود از آن ها خواست که چیزی بکشند که نشان بدهد آینده را چگونه می بینند یا .... این روانشناسان همچنین بر این باورند که در مورد بچه ها و افراد معمولی ،نقاشی می تواند کلیدی به موقعیت احساسی آنها باشد.
● منطق تصاویر
روانشناسان گاهی اوقات از تکنیکی به نام رسم اشکال هدفمند استفاده می کنند تا در تحقیقات قانونی ، به موقعیت ذهنی و وضعیت روحی مجرمین پی ببرند . این اشکال اغلب وسوسه های سادیسمی یا حالاتی که در اثر آن مجرمین مرتکب جنایات وحشیانه می شوند، را نشان می دهد.
گاهی اوقات بدون نیاز به درمانگر هم می شود اطلاعات موجود در این خطوط و نقوش را استخراج کرد.
بیایید به خودتان یک زمان کوتاه، حدوداً ده دقیقه ای ، بدهید. یک مداد یا خودکار بردارید و آزادانه روی کاغذ حرکت دهید. نگران نباشید . قرار نیست یک شاهکار هنری خلق کنید، معمولاً وقتی با ذهن آزاد و رها، اشکالی را که به فکرتان می رسد، ترسیم کنید، در آنها راههای میانبر خلاقانه ای برای حل مشکلات یا عبوراز موانع پیدا می کنید.
در این کار از شکل ها، علائم ، حروف و کلمات یا حتی از رنگ های مختلف استفاده کنید تا هر آنچه را که در ذهنتان است بهتر نشان دهید. حتی اگر شما کسی هستید که بیشتر با نوشتن مانوس هستید، بیایید این بار با رسم خطوط و اشکال و علائم ، خلاقیت خود را کشف کنید و حتی جنبه هنری خود را بیا ن کنید ، خطوط و تصاویری که ترسیم می کنید بیانگر چیزی است که در زندگی شما جریان دارد.

رنگ ها و تاثیر آن بر سلامت روح و جسم     

رنگ ها و تاثیر آن بر سلامت روح و جسم     
رنگ چیست ؟
 رنگ همچون کلامی گویاست برای بازگو کردن خلق و خوی مردم
v     ۱- رنگها جایگاه ویژه ای در زندگی انسان دارند . هرروز مارا احاطه می کنند و چنان با محیط اطراف ما عجین شده اند که تنها زمانی پی به وجودشا   می بریم که یکباره خود را نشان دهند برای مثال موقع خرید پیراهن ، موقع انتخاب کاغذ دیواری ، پشت چراغهای راهنمایی ، موقع تماشای گلهای چمنزار در تابستان ، برگ درختان در پاییز
طبیعی است که ما هرکدام رنگی دلخواه داریم و همین طور رنگهایی که زیاد نمی پسندیم . معلوم است که  رنگ پیراهن و  زینت آلات ، خانه و اتومبیل را از رنگهای مورد علاقه مان انتخاب می کنیم . این موضوع نشان  می دهد که هر رنگ احساس خاصی را در ما به وجود می آورد . رنگ نیرویی را در اختیار ما می گذارد که طبیعی و شفابخش است . در ابتدا شاید این امر غیر عادی به نظر رسد ولی واقعیت دارد . رنگ می تواند روح و روان انسان را شفا دهد و نشاط آور باشد

ادامه نوشته

تأثیر رنگ بر سلامت

 originalتأثیر رنگ بر سلامت original
 
از روزگاران بسیار دور رنگ ها همیشه پیرامون بشر را احاطه کرده و وی را تحت نفوذ خود در آورده اند و چندی نیست که ما قادر به تولید رنگ ها و استفاده از آن ها شده ایم. تا پیش از قرن نـوزدهم فقط تعدادی رنـگ و مـواد رنگی شناخته شده بودند که بیشتر آن ها ریشه آلی داشتند؛ گران تر بودند بطوریکه استفاده از پارچه های رنگی و مواد تزئینی فقط در انحصار ثروتمندان بود. صدها هزار حلزون زندگی خود را از دست دادند تا امپراطور روم بتواند ردای بنفش خود را به تن کند.
در سال های اخیر هزارها رنگ  ...

برای خواندن متن کامل مقاله به ادامه مطلب کلیک نمائید .
ادامه نوشته

دغدغه‌ای بزرگ به نام نقاشی قهوه‌خانه‌ای

دغدغه‌ای بزرگ به نام نقاشی قهوه‌خانه‌ای اولین نمایشگاه موزه هنرهای معاصر تهران که مقارن با آخرین نمایشگاه غیرموزه‌ای این مجموعه سالخورده کشورمان است کمی با نمایشگاه‌های دیگر این موزه متفاوت است اولین نمایشگاه موزه هنرهای معاصر تهران که مقارن با آخرین نمایشگاه غیرموزه‌ای این مجموعه سالخورده کشورمان است کمی با نمایشگاه‌های دیگر این موزه متفاوت است. نمایشگاه آثار نقاشان تاریخ هنر نقاشی قهوه‌خانه‌ای ایران اتفاق بزرگی است که در موزه هنرهای معاصر تهران روی داده تا شاید این نمایشگاه آغازی باشد برای توجه بیشتر به مفهوم موزه بودن موزه هنرهای معاصر. در واقع این نمایشگاه قرار بود در ایام محرم سال گذشته برگزار شود که به دلایل مختلفی به تعویق افتاد تا در روزهای پایانی سال ۸۸ این وعده محقق شود و بزرگ‌ترین نمایشگاه تاریخ هنر قهوه‌خانه‌ای ایران برای اولین بار در این موزه به نمایش درآید. در این نمایشگاه برای نخستین بار در تاریخ نمایشگاه‌های قهوه‌خانه‌ای بیش از ۲۰۰ اثر از ۱۲ هنرمند نقاش به نمایش درآمده است.
ادامه نوشته

نقش هنر در تحول اندیشه و باورها

 

نقش هنر در تحول اندیشه و باورها

هنر وسیله ای نیرومند است که با تدبیر و هوشمندی می تواند تغییر و تحول اندیشه ها و باورها را در برداشته باشد ، بهره مندی از این مهم برای انتقال پیام های ارزشی و تأیر گذار امری ضروری است. به هر میزان فرهنگ و هنر یک کشور پویا و توانمند  باشد راه رسیدن به اهداف والای مورد نظر آن سهل تر خواهد بود . برای تقویت فرهنگ و هنر ابتدا باید فرهنگ سازی کرد و شرایط را برای حضور فرهنگ دوستان در جامعه فراهم ساخت تا حمایت های عاطفی و معنوی از هنرمندان در جامعه گسترش یابد.

ادامه نوشته

هنر مدرن و نقاشی کودکان

honar-2007

 

 

هنر مدرن و نقاشی کودکان

 اولین گروه از هنرمندانی که به نقاشی کودکان توجه کردند، اکسپرسیونیست‌های متقدم بودند. آنان به دلیل نزدیکی روحی و نوع کارکرد هنری‌شان در اواخر قرن نوزدهم به هنر کودکان به‌طور جدی اهمیت دادند. خصایصی که در نقاشی کودکان وجود دارد و برخی از آن ویژگی‌ها که در مکتب اکسپرسیونیسم حضور دارد، به طور اجمال عبارتند از:

کژنمایی واقعیت بیرونی، عدم اطاعت محض از طبیعت، عدم بهره‌وری از اصول و مفاهیم سنتی زیبایی‌شناسانه (غیر خلاق)، مبالغه و اغراق در صور طبیعی، نمادگرایی و پرداختن به عواطف درونی، رازپردازی‌های سوررئالیستی، دید رنگی، عواطف تند رنگی، هماهنگی‌های ناب تصویری عاری از صور عینی یا استعاری، پرداختن به انگیزش‌های آزاد ذهنی (هنری)، سپردن خویشتن خویش به نیروهای خلاق بیان شکل و رنگ، پرداختن به موضوع‌های خیالی، شاعرانه، افسانه‌ای و بیان قوی را در اختیار تجربه‌های ذهنی قرار دادن، هادی درونی ناهشیار، شوخ‌طبعی هنری، تمایل به انگیزش‌های خودجوش، بی‌خیالی شادمانه و متانت، بی‌مقصدی در خلق اثر هنری و نهایتاً تنها قانون آنان «ضرورت درونی».

ادامه نوشته

اثر هنر نقاشي در تربيت

يکي از هنرهايي که مي‌تواند در تربيت کودک سهم بسزايي داشته باشد نقاشي است. نقاشي کردن فعاليتي تقريباً غريزي است که در رشد هوشي و ذهني کودکان و نوجوانان بسيار مؤثر است. بسياري از پژوهندگان بر اين عقيده‌اند که نقاشي کودک دريچه‌اي است که بر انديشه‌ها و احساسات او گشوده مي‌شود و مي‌توان از نقاشي‌هاي او در سنجش شخصيت يا تشخيص نابساماني‌هاي روان‌شناختي او استفاده کرد و در پي درمان آن‌ها برآمد. اهميت نقاشي از اين جهت است که به حقيقت ذاتي اشيا از کلمات بسيار نزديک‌تر است و درک آن برخلاف نوشتن به کوشش و دقت زيادي نياز ندارد. به زبان ساده‌تر، شکل يک خانه هر قدر هم که بد کشيده شده باشد شباهت بيش‌تري از کلمه خانه به خانه واقعي دارد و چون کودک براي تجسم بخشيدن به اشياء در مغزش بيش‌تر از تصوير واقعي آنها استفاده مي‌کند، نقاشي مي‌تواند در برقراري ارتباط با دنياي بيرون، نقش مهمي ايفا کند، در اين کار سه بخش يعني دست، چشم و مغز فعاليت دارد. نقاشي دو گونه مورد استفاده دارد: يکي نقاشي‌هايي که توسط کودک کشيده مي‌شوند 

 

 

ادامه نوشته

هدايتگري در هنر ديني

هدايتگري در هنر ديني

سيدمحمود مدني بجستاني

چون خداوند دست به كار آفرينش زد همه چيز را همچون خود زيبا، چون خداوند كامل و جميل آفريد تا جلوه‏اي از زيبائي، جمال و كمال او باشد.

او در آفرينش، آن چنان زيبائي، هماهنگي، تناسب و كمال به خرج داد كه در نهايت، اين آفرينش خود را سزاوار بالاترين ستايش هستي، دانست و فرمود: فتبارك اللّه‏ احسن الخالقين(1) آفرين بر خدا زيباترين پديد آورندگان، و سپس با صراحت اعلام كرد:

ديدگان به پهنه گسترده هستي بنگرند و در آن به جستجو بپردازند. هرگز كژي، كاستي و ناهماهنگي نخواهند ديد و باز ديگر بار بنگرند و پي جوئي كنند، در پايان اين همه پي جوئي خسته و وامانده برخواهند گشت(2) و شگفت زده و حيرت زده از اينهمه زيبائي و جمال و كمال اعتراف خواهند كرد كه: «فتبارك اللّه‏ احسن الخالقين».(3)

ادامه نوشته

هنر، عشق ، زيبايي و رويکرد اجتماعي

هنر، عشق ، زيبايي و رويکرد اجتماعي

گرايش‌هاي جامعه‌شناسي در هنر و نظريه‌هايي که پيرامون آن هست، به برخي واکنش‌ها که نسبت به دنياي سرمايه‌داري وجود دارد برمي‌گردد و طبيعتأ روح اعتراض در آن وجود دارد (البته در غرب). به واقع، از قرن نوزدهم، مجموعه‌اي از تکاپوها با محتوايي اعتراضي آغاز شد. اعتراض‌هايي که از اول خيلي رئاليستي نبودند. بعد از سبک‌هايي مثل کلاسيسيم و رمانيتيسم که در آغاز قرن نوزدهم پا به صحنه گذاردند يکباره با رئاليسم مواجه مي‌شويم. روح اعتراض رئاليسم به دو شکل است: به شکل سرمايه‌داري و به شکل اقدامات قبلي سبک‌شناختي، که در هنر به وجود آمد. رئاليست‌ها از روح تغزلي رمانتيک‌ها به طور جدي خسته شده بودند و از کلاسيسيم کهنه‌گرا که سري به يونان باستان مي‌زد و پوسيدگي و فسردگي‌هايي را همراه خود مي‌آورد، بيزار بودند؛ دوست داشتند جامعه را به همان شکلي که هست نگاه کنند. البته اين نگاه آنها بعدها نام واقع‌گرايي انتقادي به خود گرفت؛ يعني نگاه اجتماعي قرن نوزدهم به هنر با نام «واقع‌گرايي انتقادي» به صورت يک تئوري درآمد، زيرا اين نگرش واقع‌گرا، خواه ناخواه امري تلخ و رنج‌آور بود. شايد «بالزاک» به طبقه‌ي اشرافي - که به نوعي به آن وابسته بود - علاقمند بود و دلش مي‌خواست زندگي آنها را ترسيم کند و شايد او نمي‌خواست از رئاليستي که ارائه مي‌دهد يک تعبير اعتراضي صورت بگيرد؛ ولي بعدها اين متفکران و نظريه‌پردازان بودند که گفتند خود اين نگرش، يک نگرش انتقادي است.

ادامه نوشته

هنوز هم‌ هنر، رسانه است؟!

هنوز هم‌ هنر، رسانه است؟!

هگل‌ براي‌ نخستين‌ بار«تاريخ‌ جهاني‌ هنر» را مطرح‌ ساخت‌ و بيان‌ كرد هدف‌ اصلي‌ تاريخ‌ هنر در مطالعه‌ و پژوهش‌، پيرامون‌ رابطه‌ ميان‌ هنر و فرهنگ‌ جامعه‌ خلاصه‌ مي‌شود. پس‌ تاريخ‌ هنر را از ابتدا ورق‌ مي‌زنيم‌:

براي‌ درك‌ هنر پيش‌ از تاريخ‌ و آشنايي‌ با نحوه‌ ظهور و منشا هنر در دوران‌ اوليه‌ پيدايش‌ بشر، بايد به‌ دوره‌ «پارينه‌ سنگي‌» )000\40 تا 10000 ق‌.م‌( باز گرديم‌. بشر نخستين‌ آنچه‌ را كه‌ در اطراف‌ خود مي‌ديد به‌ صورت‌ نقش‌هاي‌ انتزاعي‌ و شكل‌هاي‌ مجرد بر روي‌ ديواره‌غارها ثبت‌ مي‌كرد.

نقاشي‌هاي‌ به‌ دست‌ آمده‌ در اين‌ غارها عمدتا تصاوير حيواني‌ مثل‌ گاوميش‌، بزكوهي‌، ماموت‌ و... بودند و هدف‌ از ترسيم‌ اين‌ نقوش‌ نه‌ به‌ جهت‌ ترسيم‌ زيبايي‌ بلكه‌ به‌ اين‌ دليل‌ بود كه‌ انسان‌ براي‌ آنها خواص‌ آموزشي‌ و جادويي‌ قايل‌ بود، با توجه‌ به‌ اينكه‌ يكي‌ از مشخصات‌ رسانه‌، آموزش‌ است‌، شايد بتوان‌ گفت‌ نخستين‌ رسانه‌ مكتوب‌ بشري‌ همين‌ نقوش‌ ساده‌ و انتزاعي‌ درون‌ غارها هستند. تصاويري‌ كه‌ صحنه‌ شكار حيواني‌ وحشي‌ توسط‌ انسان‌ را نمايش‌ مي‌دهند. زماني‌ كه‌ موسم‌ شكار فرا مي‌رسيد، نوجواني‌ كه‌ تازه‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ رسيده‌ بودند را طي‌ مراسم‌ آييني‌ وارد اين‌ غارها مي‌كردند و با نشان‌ دادن‌ تصاوير حيوانات‌ وحشي‌ و نحوه‌ شكار اين‌ حيوانات‌ توسط‌ انسان‌، شكار را به‌ نوجوانان‌ خود آموزش‌ مي‌دادند و همچنين‌ بر اساس‌ باور ماوراي‌ طبيعي‌ خود اعتقاد به‌ جنبه‌ جادويي‌ اين‌ صحنه‌ها داشتند كه‌ وقتي‌ در نقاشي‌، انساني‌ در حال‌ فايق‌ آمدن‌ برشكار است‌ حتما در روز شكار نيز به‌ آن‌ حيوان‌ چيره‌ مي‌شود.

ادامه نوشته

هويت در مناسبت با هنر

هويت در مناسبت با هنر

«هويت» معرف يك رابطه‌ي فكري است. تفكر استدلالي در باب كثرت امكان يافته از تصور يك موضوع معطوف به وحدت آن. بنابراين، كثرت و اختلاف اعضاي اين رابطه‌ي هويتي تنها در تفكر پايه دارد. در تحليل فلسفي، هويت به مثابه رفع اختلاف دريافتي، در ارتباط با آنچه داراي اختلاف و كثرت است تلقي مي‌شود. «من هويتي» در اين رهگذر، هويت‌پرسي در نظريه‌ي نقش‌هاي يك فرد است در كادر كثرت و اختلاف مفروض موضوع‌هايي كه خود «من» پديد آورده و ناپاسخ مانده ـ اين مسأله كه چگونه شخص تعدد مناسبت‌هاي متفاوت اما منسوب به يك «من» در خور را يكپارچه مي‌كند. اين هست كه فرد انساني از بي‌زمان منسوب به تعدد نقش بوده است، ولي مستوري هويت مانع واقعيت آن نبوده است.

هويت‌پرسي از زمان مطرح شدن «نظريه‌ي قراراداد اجتماعي» زمينه يافته است، كه در رابطه با آن رابطه‌ي فرد با خويشتن خود، با ديگري (و گروه) اهميت اجتماعي كسب كرده است. هويت يا اين‌هماني موضوع يا پديده است با خويشتن. يعني وجود رگه‌هاي ثابت طبيعت آن در درازاي كليت وجودي آن. حركت از هويت و پذيرش خوداين‌هماني آن شرط ضروري اذعان به وجود عيني هويت و شرط لازم براي بررسي كليت و چگونگي آن است. البته يك موضوع از لحاظ‌شناختي وقتي برخوردار از خودهويتي يا اين‌هماني با خود است كه از تفاوت صفات، كنش و واكنش آن در گذر زمان انتزاع به عمل آيد و به طور محض، امر واقع آن من حيث هو آن در نظر گرفته شود.

ادامه نوشته

نکاتي در خصوص لوگوي مشکوک بازيهاي المپيک 2012

نکاتي در خصوص لوگوي مشکوک بازيهاي المپيک 2012

به گزارش بینا به نقل از مردم نیوز، زمانیکه لوگوی المپیک لندن، در ژوئن 2007 با قیمت 400 هزار پوند (معادل ۷۶۰ ميليون تومان) رونمایی شد، همهمه و غوغایی بین مردم بر پا شد. هم به دلیل هزینه زیاد این لوگو و هم به خاطر طرح لوگو.

اين طرح كه گروهي از منتقدان هنري در بريتانيا، آن را يك طرح پيش پا افتاده و فاقد جذابيت هاي هنري و تبليغاتي مي دانند، بصورت چهار شكل هندسي در ابعاد مختلف است كه ضمن خميدگي، هر بخش آن يكي از اعداد دو، صفر، يك و دو را به علامت سال ‪ ۲۰۱۲نشان مي ‌دهد.

 

ادامه نوشته

کنتراست های هفتگانه

کنتراست های هفتگانه

وقتی می توان از کنتراست دو رنگ صحبت کرد ، که تفاوت آشکاری در مقایسه ی بین نمود در آن دو مشاهده کرد . وقتی چنین تفاوتی هایی به منتهای اوج خود می رسند آنها را کنتراست های قطبی می نامیم . بنابراین کوچک _ بزرگ ، سفید _ سیاه ، سرد _ گرم در حد اعتلای خود کنتراست های قطبند .

حس های ما فقط از طریق مقایسه عمل می کنند . چشم یک خط را در صورتی بلند می داند که یک خط کوتاه تر در کنار آن باشد و همین خط بلند و قتی با خط بلندتری مقایسه شود کوتاه توصیف می شود .

مسئله فیزیولوژیکی تأثیر کنتراست در حوزه ی ویژه اَسِته  سیولوژی قرار دارد و جای آن در اینجا نیست .

موقع بررسی خصوصیات نمود رنگ می توان هفت نوع کنتراست کشف کرد . این کنتراست ها به قدری متفاوتند که هر یک بایستی جداگانه مطالعه شوند . هر کدام از آنها از نظر خصوصیت ، ارزش هنری ، تأثیر بصری ، بیانی و نمادی منحصر به فردند و در مجموع ، با هم پایه واصول رنگ بندی را تشکیل می دهند .

گوته ، بزولند ، شورول و هولزل به اهمیت کنتراست های رنگی مختلف پی برده اند . شورول تمام کتاب خود به کنتراست همزمانی اختصاص داده است . به هر حال تاکنون تأثیر ویژه کنتراست به طور عملی و نظام مند معرفی نشده است . چنین کاوشی در مورد کنتراست رنگ بخشی مهمی از دوره ی آموزش مرا تشکیل می دهد
ادامه نوشته

هنر و هنرمند

ارزش و قدر هرانسانی به علم و آگاهی اوست . بیاید در

فراگیری علم از هم  دیگر پیشی بگیریم نه در جهل و

نادانی ،و هنر یکي از زیباترین راه های  فراگیری علم و

نزدیکی به خداست . چرا که هنر موهبتی است که خداوند

 بر  فطرت پاک انسان ها به ودیعه گذاشته و هنرمندان

امانت داران این این کرامت الهی هستند. خدایا از اینکه بر

 حقیر منت نهاده و این ودیعه را بر من  نیز به امانت

سپردی تورا سپاس گزارم و امیدوارم هر قلم با هر رنگی

که بر  لوح سفید بوم نقش می زنم فقط و فقط به ذکر و

تسبیح تو باشد و هر کس  به زیبایی تابلو تحسین بگويد،

 به حق یاد تو نماید و بگوید :

والله احسن الخالقین ...

گرافیک چیست ؟

گرافیک چیست؟

                                                                 
   مهدی مصطفایی

 
در علم ارتباطات، پيام، مبنا و علت ارتباط است. اگر پيام نداشته باشيم ديگر دليلي هم براي برقراري ارتباط نداريم. باز در اين علم، گرافيك را يك شاخه از گونه‌اي از ارتباطات دانسته‌اند. شاخه‌ي تصويري ارتباطات غيركلامي. در واقع ارتباطات غيركلامي در سطح گسترده‌اي، تصويري‌اند، اما در نهايت گرافيك يك گروه از ارتباطات غيركلامي محسوب مي‌شود.

 

ب)‌ پیام

در علم ارتباطات، پيام، مبنا و علت ارتباط است. اگر پيام نداشته باشيم ديگر دليلي هم براي برقراري ارتباط نداريم. باز در اين علم، گرافيك را يك شاخه از گونه‌اي از ارتباطات دانسته‌اند. شاخه‌ي تصويري ارتباطات غيركلامي. در واقع ارتباطات غيركلامي در سطح گسترده‌اي، تصويري‌اند، اما در نهايت گرافيك يك گروه از ارتباطات غيركلامي محسوب مي‌شود.

به گفته‌ي ديويد برلو ، -کارشناس ارتباطات- پيام، يك توليد علمي و فيزيكي از منبع گذار است كه داراي عوامل يا سازه‌هايي است. اين عوامل، شامل كد و رمز، محتوا و نحوه‌ي ارائه هستند كه چنين تعريف شده‌اند:

1. كد و رمز، عبارت است از هرگروه از نمادها كه بتوانند به شيوه‌اي ساخته شوند كه براي برخي از افراد به اصطلاح معني‌دار باشد.

2. محتواي پيام، مطالب درون پيام است كه به وسيله‌ي منبع براي بيان هدف او انتخاب شده‌ است.

3. نحوه‌ي ارائه‌ي پيام، عبارت از تصميم‌هايي است كه منبع ارتباط براي انتخاب و تنظيم و ترتيب كدها و محتواها مي‌گيرد.

اما گرافيك در اين ساختار چه جايگاهي دارد؟ شايد گرافيك را وسيله‌اي براي برقراري ارتباط بدانند اما مسلّم است كه گرافيك به دليل نياز به برقراري ارتباط پديد نيامده؛ گرافيك يكي از عوامل يا طرق ايجاد و پديداري ارتباط نيست. ممكن است بگوييم ابتدايي‌ترين ابزار و روش‌هاي ارتباط انسان‌ها با يك‌ديگر صورتي گرافيكي داشته است اما اين بدان ‌معني نيست كه وجود گرافيك، با وجود في‌نفسه‌ي ارتباط رابطه‌ي مستقيم دارد. در واقع گرافيك به مثابه خط،‌ در مرحله‌ي كتابت و ثبت و تسجيل پيام‌هاي انسان و يا به دنبال آن مطرح گرديده و شكل خام و ناقص زبان و خط را به وجود آورده است اما ارتباط، ديرينه‌تر از اين مرحله است. و از سويي، سير تكاملي خطوط از گرافيك و تصوير، تبري جسته و سرعت و ساده‌گي بيان را در علائم قراردادي و بسيار استريليزه‌تر از خطوط هيروگليف دنبال كرده است. لذا گرافيك با هدف ايجاد ارتباط در عالم ارتباطات حضور نيافته است بل‌كه دو خصلت عمده‌اش، او را براي خدمت به انتقال پيام مستعد مي‌سازد: يكي، افزايش سرعت دريافت پيام و ديگري، تأثير بيش‌تر و عميق‌تر بر مخاطب (گيرنده‌ي پيام). و البته همين‌كه گرافيك را يكي از شيوه‌هاي ارتباطات و انتقال پيام مي‌دانند خود مي‌تواند اهميت عنصر پيام را در گرافيك روشن كند.

برای مطالعه کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

روانشناسی رنگ ها

كدام رنگ را دوست داريد؟ (روانشناسي رنگها)

رنگها بر نیازهای روحی-روانی، شرایط یادگیری، کنترل رفتارهای خشمگینانه، احساسات، درمان افسردگی و اختلالات یادگیری و سطح انرژی اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتی خواب مفید هستند و همچنین در درمان بیماریهایی مثل میگرن، سرطان، اعتیاد و امراض پوستی و حتی تومورهای مغزی اثر دارند.رنگها در هر جا از دنیا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معانی متفاوت و حتی متضاد دارند.برای مثال سفید در کشوری مثل ایران نشان شادی، پاکدامنی است و برای مراسم جشن و عروسی استفاده می شود، در حالیکه در کشوری دیگر نشان روحانیت است و در مراسم عزاداری کاربرد دارد.شاید تا به حال از خودتان پرسیده باشید که چرا کشتی و یا هواپیمای سیاه نداریم؟و یا چرا هیچ جعبه شکلاتی سبز نیست؟شاید در این مطلب جوابهایتان را پیدا کنید. متأسفانه به دلیل جذابیت روانشناسی رنگها، این شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سایت، مجله، روزنامه و یا وبلاگی از این مطالب زیاد دیده می شود ولی درست یا غلط بودنشان مشخص نیست.پروفسور لوشر از دانشمندانی است که حدود بیست سال و اندی در این مورد تحقیق کرده است.حال بد نیست از نظر این محقق در مورد روانشناسی رنگها برای بعضی از رنگهای پر طرفدار نگاهی بیاندازیم.

  ابتدا رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کنید ...

پروفسور لوشر می گوید:

سیاه:
سیاه رنگی مطلق است که در فراسوی آن، زندگی تمام می شود.سیاه یعنی نه، که نشانه ای از ترک عشق و انصراف از فعالیتهای جمعی است.به معنی نیستی، ناامیدی به آینده و سکوتی ابدی است و حس سنگینی را به افراد القا می کند.تأثیر خوبی بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفی دارد. دوستداران رنگ سیاه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضی اند.اگر ناراضی نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار می کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضی اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار می کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.طرفداران سیاه زیاد هم ناامید نشوند چون از طرفی دیگر سیاه نمادی از آبرومندی و شرافت است(دیده اید ماشین های شیک و کلاس بالا معمولا" سیاه و براقند)...

ادامه مطلب را يخوانيد!

ادامه نوشته

اعجاز قرآن

 

 

اعجاز قرآن

معاد در افق نهج البلاغه

مقدمه

« فَأینَ تَذهَبُونَ؟ »

از خود بیگانگی شاخصه عصر ماست  ، زندگی روزمره وماشینی و تنوع طلبی ، آنچنان انسانها را به خود وا داشته ، که از همه واقعیات و حقایق برتر ، غافل1 شده اند . تلاش و ناله از پی آب و نان از یک طرف و تامین وسائل و لوازم زندگی همراه با  مد و مدل های مختلف   از طرف دیگر   فضایی از غفلت و حسرت را ، فراهم ساخته است و نشان دهنده ی آن است که گویا آدمیان ، از حقیقت بوئی نبرده اند ، و لحظه ای به آنچه باید بشوند ، نمی اندیشند .

احساس پوچی و پوچگرایی رنج درونی دیگری است که همواره فکر بشر را ، به خود مشغول داشته ، و در عضر حاضر شدت پیدا کرده است . انسان نمی داند ، چرا به دنیا آمده است ؟ و به کجا می رود ؟ و سر انجام هستی و موجودیت انسان و جهان چه می شود ؟ و چون برای اینگونه سولات پاسخی نمی یابد ، سرگشته و حیران گشته ، و به کارهایی ، همچون مدد گرایی رو آورده ، تا برای مدتی هرچند کوتاه ، از عذاب پوچی و پوچگرایی ، رهایی یابد . ولی به زودی در می یابد که بیراهه رفته است و گاهی برای اثبات شخصیت و هویّت خود ، دست به کارهای خلاف و بزهکاری می زند ، و خود کشی اوج و پایان خط ، پوچگرائی به شمار می آید .

در عصر حاضر ، بیش از پیش ، ارزشها سقوط کرده ، و رذائل اخلاقی ، جای فضائل را گرفته است ، نامهربانی ها و کینه ها خود پرستیها ، جای مهربانی ها و محبت ها و از خود گذشتگیها را گرفته است ، و زندگی را بر کام همگان تلخ کرده است .


1 – سورة انبیاء – 1 افتَرَبَ للناس حسابهم و هم فی غفلفه معرضون َ

ادامه نوشته

آفرینش و مرگ در اساطیر

آیین های مرگ

مراسم و آئین های مربوط به مردگان و چگونگی بر خورد باشخص مرده از رسومی می باشد که همیشه باعث ایجادباورهای اساطیری می شوند ؛ اساطیر یکه همگی آنها توجیهی برای این مراسم اند . این باور های اساطیری در ابتدا خود معلول مراسم مربوط به مردگان بوده اند ؛ بعد که همراه با مراسم مقبولیت یافتند به عنوان علت آن مراسم و توجیهی برای آن محسوب  شده اند – برای روشن شدن موضوع مثالی را ذکر می کنیم - : در بین تمام ملتها ی باستان ، جسد مرده را بایک دیدگاه بیشتر نمی نگریستند و اینکه آنها آلوده هستند و باعث گندیدگی و فساد و تعفن و مزاحمت برای زندگانی می شوند . بنابراین بایددر اسرع وقت آنها رانابود کرد . این برداشت کاملاً طبیعی و حاصل تجربه ای همگانی بود . برای این مقصود یعنی نابودی جسد در آغاز دو راه در پیش روی انسان بوده است . با این که مردگان را درزیر خاک کند یا آنها رابسوزاند و بدین طریق از بقایای آنان راحت تر شود .

نتیجه گیری

موضوع عمده آفرینش در این مجموعه مورد بحث قرار گرفته است . آفرینش در دو زمینه یعنی آفرینش جهانو آفرینش انسان .

در مورد آفرینش دیدگاه مردمان نخستین بسیار ساده ، طبیعی و ابتدایی است که به خصوصیت آنیسیم یا یا جاندانگاری گذشتگان بر می گردد . آنها برای یادگیری و علم آموزی به غیر از طبیعت و ارتباط اجزای آن چیز دیگری در اختیار نداشتند که دقت در همان عناصر ساده طبیعت و روابط و کنش و واکنش های ساده آن منجر به کشف روابطی بین انسان و طبیعت شد .

اساطیر مربوط به آفرینش انسان بازمانده از همان دوران نخستین هستند ؛ یعنی زمانی که آسمان را پدر مخلوقات و زمین را مادر آنها می دانستند به همین خاطر است که در بشتر اسطوره ها آمده است که انسان از خاک یا زمین آفریده شده است . چون انسان زاییده شده از زمین است . به همین جهت از جنس او یعنی از خاک است .

در مورد خلقت انسان نظریه ای وجود دارد که می گوید : خلقت انسان از خاک ناشی از الگوی چرخ های سفالگری می باشد بدین قرار که چون کار سفالگری و ساختن پیکره از خاک رواج یافت . انسان ها از این صنعت جدید ایده ای در مورد آفرینش انسان برداشت کردند .

باور به جهان بعد از مرگ نیز در طول شکل گیری خویش مراحل مختلفی پیموده است این باور در آغاز از مناطقی نشأت گرفته است که مردگان را در خاک دفن می کردند .بدین گونه که هنگامی که انسان ها ، مردگان را زنده می پنداشتند برای آن در قبور شان غذا و لوازم زندگی می نهادند . در مصر جسد را مومیایی می کردند تا ازفساد در امان باشد و بتواند برای همیشه از زندگی در جهان زیرین لذت ببرند . اما تجربه نشان داد که جسد پس از مدتی نیست و نابود می گردد و چنین جسمی نمی تواند زنده باشد و نیاز به آلات زندگی داشته باشد پس آنان پس آنان اعتقاد به روح پیدا کرده بودند با باورشان درباره ی زندگی پس از مرگ در هم آمیخت و باعث شد تا جهان پس از مرگ را عالمی روحانی تصور کنند .



منبع :

رضايي ، مهدي / آفرينش و مرگ در اساطير ،تهران : انتشارات اساطير ، 1383 ، 318ص

آفرینش

پیدایش انسان از نسل خدایان 1پاره ای از اساطیر توجه چندانی به افرینش انسان نکرده اند و یا نسل انسان را ادامه نسل خدایان می دانند . یعنی انسان همانند دیگر ایزدان است ، با این تفاوت که که به دلایلی به زمین امده است و در این جا زیست می کند . نم.نه بر جسته این گونه اساطیر داستان خلقت از اساطیر ژابنمی باشد که نظر آنها دو ایزدی که از آسمان به زمین می آیند ، انسان می میرد و به جهان مردگان در زیر زمین می رود . یمه (yama) و خواهر همزاداو یعنی یمی (yami) نخستین زوج بشری در اساطیر آریای هند، فرزند خورشید ،و یوَسَوت و سارانیو بودند . یمه و یمی به خواهش یمی ، در حالیکه یمه از ناخشنودی و ارونا و میترادو تن از خدایان بیمناک بود . زن و شوهر شدند . نسل انسان از آنها پدید آمد . یمه نخستین کسی بود که راهی سرزمین نیاکان یعنی جهان پس از مرگ شد و حاکم آن قلمرو گردید و شهریار مردگان گشت . در اساطیر هندی دوره ی برهمنی از انسانی دیگر به نام مانو(manu) نام می برند که از طرفی نخستین انسان و از طرفی ایزدی آفریننده است . ریشه ی اسم (manu) با کلمه (man) در انگلیسی به معنی مرد از یک واژه ی هنر و اروپایی است . برای او داستان طوفانی همانند طوفان نوح (ع) قائلند که در روایات مذهبی هنر از آن یاد شده است . کیش مانوی انسان و نخستین زوج که در آن کیش گاهی به اسم آدم و حوا نام برده می شود و گاهی با نام گَهُمرد ومُردیانهاز آن ها یاد می شود را فرزنددیوان (صد خدایان ) می دانند . دیوان نیز همچون ایزدان موجوداتی مافوق طبیعی هستند و از آنجایی که در این کیش به بدن انسان با دید زندان روح می نگرند . و از آدم و دختری به نام حوا به دنبال می آیند و تحت سرپرستی دو « سردیو » تاریکی یکی نر و یکی ماده قرار می گیرند .

آفرینش موجودی دیگر به همراه انسان

برخی از اسطوره ها بیان میس کنند که همزمان با پیدایش انسان و یا قبل و یا کمی بعد از او ، یک جانداردیگر نیز آفریده شده است . این حیوانات که همزمان با انسان خلق می شوند معمولا ًحیواناتی هستند کهدر زندگی روزمره به شدت مورد نیاز انسان ها می باشد و بخش مهمی از زندگی انسان را تشکیل می دهند و معمولاً حیوانات اهلی و یا دیگر حیواناتی هستند که از جهتی مورد تقدس می باشند . نمونه این حیوانات گاو می باشد . در اساطیر ایرانی ،اسکاندیناوی و مردمان هررواز قبایل ساکن در جنوب غربی آفریقا . اسکاندیناوی ها بر این باوربوده اند که هنگامی که گرمای جنوبی به سرمای سرزمین شمالی می رسد یخ ها شروع به آب شدن می کنند . از آب شدن یخ ها موجودی به صورت انسان به نام « یمیر » یا اورگلمیر (aurgelmir) شکل گرفت . در همان روز از ذرات یخی که آب می شد گاه اولیه به نام «اوملا»   (auoumala)  پیدا شد .

در بند هش آمده است که گاو وکیومرث از خاک درست شدند . این دو نخستین موجودات آفریده شده در کناررود دایئت بودند که در مرکز زمین در ایرانویج قرار داشت . گاو در طرف چپ و کیومرث در طرف راست رود قرارداشتند . تا اینکه پس از حمله اهریمن به جهان هرمزد آفریده هر دو مردند . اهورامزدا به این خاطر که درد مرگ را برای گاو کم کند . قبل از اینکه اهریمن به سراغ او بیاید قدری بنگ به او داد تا راحت بمیرد . ازبدن او بر زمین ریخت پنجاه و پنج گیاه دارویی به وجود آمد . نطفه ی او در ماه پالوده شد و از آن نوع گوسفند شکل گرفت . در روایتی دیگر از سرخ پوستان آمده است که نخست انسان ها و گرگ ها آفریده شدند . گرگ ها مامور رساندن پیام خدایان به انسان ها شدند و نقش پیامبری را ایفا می کردند اما چون انسان ها به پیشنهاد آنها گوش نمی دادند همگی در آب غرق شدند .

مرگ وحشتناک ترین واقعیتی است که در زندگی هر کس رخ خواهد داد . پدیده ای بسیار ترسناک که نشان اتمام همه چیز است . انسان از آغاز با این معمای لاینحل دست به گریبان بوده است . تمام کوشش های او بریا رهایی از این اژدهای هولناک بی نتیجه مانده است . جاودانگی در این جهان کیمیایی بود که هرگز به دست نیامد و تمام جویندگانی که که زندگی خود را صرف یافتن آن کردنددر پایان نومید باز گشتند و یادر بیابان های حیرت و سرگردانی جان سپردند ؛ چون تلاش در یافتن جاودانگی با شکست مواجه شد . اندیشمندان و فلاسفه در پی یافتن راهی دیگر بر آمدند تا لااقل قدری از ترس و هراس مردم از مرگ بکاهند و تهدیدمرگ را از خود دور کنند . البته نه به امید گنگ توجیه و تبین مرگ . بلکه به قصد حذف الغای مرگ و غیر واقعی پنداشتن مرگ و نفی وتکذیب و انکارش .


 

آفرینش

(آفرینش انسان از خاک )

« زخمی کردن – بریدن – پارهع کردن و خراش دادن ما در مشترکمان با کار کشاورزی گناه است . از من می خواهید زمین را زیر رو کنم . آیا باید چاقو به دست بگیرم و در سینه مادرم مادرم فروبرم ؟ اما چون مرگم فرا رسد و دیگر مرا در آغوش نخواهد گرفت . به من می گوید زمین را زیر رو کنم و سنگها را به دور افکنم ؛آیا باید گوشت او را ببرم تا به استخوانش برسم ؟ در این صورت دیگر هرگز به بدن او راه نخواهم یافت تا دوباره زاده شوم . از من می خواهید علف و ذرت درو کنم و بفروشم و مانند سفید پوستان ثروتمند شوم ؛ اما به چه جرأتی موهای مادرم را برداشت کنم ؟ »

شاید تعجب کنیم اگر بدانیم این گفته ها اسموهالا( smohalla)   پیامبر سرخ پوست امریکایی از قبیله اوما تیلا (Umatilla) در نیم قرن قبل می باشد . اندیشه آفرینش انسان از خاک ، نخستین و شاید طبیعی ترین توجیه برای خلقت انسان است . این دیدگاه معلول نخستین تصورات از طبیعت می باشد . در پیش چشم انسان همه ی گیاهان از زمین می رویند ، رشد می کنند و دوباره تخم به خاک می دهند تا چرخه آفرینش تکرار شود . علت دیگری که می توان دراین دسته اساطیر یافت به چگونگی نگرش به آفرینش جهان بر می گردد که در بسیاری از آنها آسنا را پدرو زمین را ماد رموجودات می  دانند .و بالطبع انسان نیز حاصل این پیوند و فرزند زمین است . البته در توجیه این که چرا در نتیجه این پیوند ، یعنی پیوند آسمان به عنوان پدر و زمین به عنوان مادر وانسان به عنوان فرزند زمین شناخته می شود . می توان گفت که در بسیاری از اجتماعات نخستین ارتباط انسان به طبیعت نزدیک تر بود و این جوامع به شیوه مادر سالاری اداره می شود . در چنین جامعه هایی کودک نسب خویش را به مادرمی رسانید . پس طبیعی خواهد بود که در چنین جوامعی که عقیده به پیدایش انسان به عنوان فرزند آسمان و زمین دارند ایده ی فرزند زمین بودن به خاطر نظام مادر سالاری  اجتماع باقی بماند و به نسل های دیگر برسد و حتی هنگامی که  نظام های اجتماعی تغییر می کند و به پدر سالاری تبدیل می شود اسطوره به گونه ای دیگر با نظام جدید تلفیق می شود . نمونه ی این تلفیق را می توان در اسطوره ی آفرینش بابلی یافت . در این اسطوره انسان حاصل اختلاط خاک ( به عنوان نماینده ی زمین )و خون یک موجود آسمانی به نام کینگو اسطیر زردشتی در پیدایش کیومرث و خلقت انسان در اسطوره های چینی . توجیه دیگری که برای آفرینش انسان از خاک وجود دارد . چرخ های سفالگری می باشد . بدین ترتیب که انسان با دیدن سفالگری و ساخته شدن اشیاء و ظروف و احتمالا ً تندیس ها ییاز خاک شکل گرفته باشد . « در نظر ملت های قدیم شرق انشان معمولا ًاز گل ساخته شده است . قیاس کار کوزه گرها از زمان های دور شناخته شده است . بدین گونه است که در مصر خنون  (chnum) آدمیان را از گل می سازند به همین نحو «ارورو» ( Araru) بابلیان و آفرینش انسان در سفر تکوین کیومرث ، لقب گلشاه ( که به صورت هزوارش آرامی طینا آمده است ) دار د» از دیگر نکاتی که باعث پیدایش داستان های خلقت انسان از خاک (زمین 9 شده است ، می توان به مراسم تدفین در ملت های مختلف اشاره کرد. در بیشتر اقوام و ملن ها از قدیم الایام مردگان را در خاک دفن می کردند . در اکتشافاتا باستان شناسی در بسیارزیاز مناطق بخصوص فلات مرکزی ایران به قبر هایی دسترسی پیدا کرده اند که رنمده را به صورت چمباتمه زده و حالت جنینی قرارمی داده اند و دربرخی دیگر ، مردگان را در حفره های خمره ای شکل می نهادند که نمادی از زاهدان مادر بوده است و عقیده بر این بوده است که انسان به عنوان امانت و دانه ای به خاک می سپارند و این انسان روزی از خاک متولد خواهد شد . داستان تولد مرده ازخاک می توانسته داستان آغازین از زمین به عنوانو مادر و زنی که دارای زاهئان است . اسطوره ی آ فریشن انسان د ربین قوم ذه نی از قبایل سرخ پوست آمریکای جنوبی می باشد .



 

آفرینش

آفرينش جهان  از ديدگاه قرآن

قرآن از جمله كتاب الهي مي باشد كه «الله » را در رأس جهان خلقت قرارداده است «الله» اين جهان و تمام هستي را زا هيچ مي آفريندو عين اراده ي او سبب خلقت جهان است . همانگونه كه خداوند در سوره بقره آيه 117 مي فرمايند : « او آفريننده ي آسمان و زمين است و چون اراده ي آفريدن چيزي را كند به محض اينكه بگويد " موجود " باش فورا ً موجود خواهد شد » و در سوره «يس‌»‌آيه 82 مي فرمايد : « فرمان نافذ خدا (در عالم ) چون اراده ي خلقت چيزي را كند به محض اينكه بگويد موجود باش بلافاصله موجود خواهد شد .

انسان به عنوان موجود ی زمینی و آفریده ای برتر در این جهان زیست می کندعامل قبرتری انسان را علاوه بر قوه ی اندیشه و تعقل او که بیش از دیگر مخلوقات است درنوع ظاهر و شکل طبیعی او نیز می توان سراغ گرفت . که این ساختار فیزیکی با قدرت اندیشه و تعقل که همراه شده است . او را اشرف مخلوقات ساخته و بیش ازهر کس دیگر خود انسان را در این خلقت عالی متعجب کرده است . انسانی که از نظر توانایی جسمانی ومحیطی سازگار سازد به گونه ای که از قطب تا استوا زیست می کند و رد همه جا بیش از سایز موجودات طبیغت را رام خود کرده است . این مخلوقات عجیب و فوق العاده از کجا پیدا امده است ؟ چه کسی این انسان راآفریده است ؟ این انسان چگونه وچه خلق شده است ؟ ذهن علت گرای انسان از همان دور دست های ناریخ که از چشم انسان معاصر پیداست و تنها اسطوره ها همچون ستاره هاییدر این ظلمت قرون قدری روشنایی می پراکنند و جهت می نمایانمند . در پی یافتن پاسخ اقناع کننده و یا توجیهی مناسب برای این سوالات بوده است . این معمای بزرگ یعنی خلقت انسان و چگونگی آن از همان نخستین رزوگاران تا کنون مساله ای لا ینحل باقی مانده است . نخست که علم بشر مراحل ابتدایی خود را می گذراند ٰ، اندیشمندان نخستین با استمداد از قوه یتعقل و تخیل خود آفرینش انسان را مانند دیگر پدیده ها با دیدی شاعرانه توجیه می کردند . هنگامی که بشر از این مرحله ی آغرین قدری فاصله گرفت و اندیشه و تعقل بشر رشد بیشتری کرد . فلاسفه در پی یافتن پاسخ و توجیهی برای پرسش ها ب  آمدند که از این افرادمی توان از سقراط، کنفسیوس ، زرتشت ، مانی و بودا نام برد .



 

مقاله

«آفرینش »

به نام خدا

مقدمه 1

پيدايش جهان و انسان موضوعي است كه هميشه مورد سوال و تحقيق انديشمندان قرار گرفته است . تا آن جا كه تاريخ و اسناد بازمانده از گذشتگان به ما اجازه تحقيق مي دهند به مطالب در اين باره بر مي خوريم كه فلاسفه و مورخين در مورد آغاز جهان خلقت انسان مطرح مي كنند و در ظلمت هاي فراسوي هزاره ها كه از تابش انوار تاريخ خبري نيست ، اساطير همانند ستارگاني مي درخشند و مسير تفكر و انمديشه ي بشري را به ما نشان مي دهند . اساطيري كه كه در مورد آغاز جهان خلقت و خلقت انسان به دست ما رسيده است ، دداستان هاي توجيهي اند كه انسان هاي نخستين و انديشمندان آنان ، براي پاسخگويي به پرسش هاي بشر درباره ي مبداء هستي بر ساخته اند . اين داستان هاي اسطوره اي به صورت يك اعتقاد هميشه كنجكاوي هاي ذهني بشر را اقناع مي كرده اند و در طي زمان تنها پاسخ مشروع به تقدسي كه فلاسفه ي ادوار تاريخي به جاي اين كه بحث درباره ي آغاز جهان و انسان به دنبال يافتن پاسخ هايي برتر و نو تر و ارايه ي فرضياتي جديد باشند . بيشتر همان باور هاي كهن را مورد دقت و تفكر داده اند . و اگر نظري راايه داده اند ، شرح و تفسير همان عقايد قُدما بوده است .

در برالبر افرينش و خلقت مسأله مرگ مطرح مي شود . انسان هميشه با مرگ دست به گريبان بوده است . شايد بتوان گفت كه تلخ ترين حادثه اي كه هر انسان ي در زندگي با آن مواجه خواهد شد ، مرگ است . كه بدبختانه هيچ گريزي ازآن نيست .

انسان هاي بي شماري به دنبال يافتن راه گريزي از اين پايان ناگريز رفته اند ؛ برخي به دنبال آب زلال حيات رفتند . اما به چشمه ي تيره ي نااميدي رسيدند و ناچار به بازگشت و قبول آن واقعيت محتوم شد . اين گونه نوميدي ها از دست يافتن به يك جاودانگي در اين جهان باعث شد كه انسان ها به فكر ديگري بيفتد . آنان به ناچار مرگ را پذيرفتند اما نه با واقعيت تلخ نيستي نهفته درآن .

 

 

 

 

آفرينش1

وا‍ژه ي آفريدن حاصل پيوند ضعيف ريشه ي Fri   با پيشوند    مي باشدكه در فارسي باستان جزو مضارع ساز na به آن اضافه مي شود به صورت   A fri na در مي آيد مصوت بلند a پاياني در دوران فارسي ميانه و دري از اين صيغه مضارع مي افتدو A fri n   هم در فارسي دري و هم در فارسي ميانه به معناي آفريدن ، پديد اوردن و خلق كردن رواج مي يابد .

قبل از هر چيز بايد گفت كه بحث افرينش كه در اين جا و در ادامه مطرح مي شود همان مفهومي است كه مراد ما از آن خلقت براي اولين بار مي باشد . كه زايش هاي مجددي كه در طبيعت صورت مي گيرد . آفرينش انسان و يا چگونگي پيدايش او هميشه دغدغه ي اصلي ذهن دانشمندان بوده اس به طوريكه كه از آغاز حيات لانسان ، اسطوره هايي در مورد پيدايش انسان شكل گرفتند . و در دورانت هاي بعدئ پيوسته نظرياتي در اين باره ارائه مي شد تا كنون نيز اين روند ادامه دارد و به نتيجه قطعي نرسيده است .

فرضيات در موردپيدايش انسان به گسترده اي پيوسته تفسير شده  و تحول يلفته اند . اين گستره ي نظريات در مورد پيدايش انسان ناشي از دو عامل است : يكي سنگواره هاي جديد كه دائما ً كشف مي شوند . وديگر دريافت ها و فهم هاي نظري منجر به ارائهي نظرات جديدي مي شوند . همه فرضياتي كه چگونگي تكامل انسان را بيان مي كند . از داروين شروع شده و تا كنون به چنين تحولي رسيده اند .  بسياري از اين فرضيلت بر پايه ي تحول ژن و تأثيرات عمده ي آن ها و ديگري بر پايه ي تحوول و تكامل به عنوان منبع عمده اي براي تغيير مي باشند . يعني يك انتخاب ساده ي طبيعي ژن هاي خوب را باقي مي نهد . در حاليكه انواع بد آن را حذف و محو مي كند .

اين تحولات جديد در زمينه ي يافت منشأ پيدايش انسان از يكصد و پنجاه سال پيش آغاز گشته اند و تا كنون نظرات مختلفي را در پي داشته اند . كه ما در اين بخش به بررسي اين نظرات مي پردازيم .

نظريه ابوريحان درباره پيدايش انسان2

ابوريحان در كتاب الجماهير ، ذيل باب « الوان الجواهر واليولقيت» مي گويد عامه مي پندارند كه جرم ياقوت رنگ به رنگ مي شود و به رنگ هاي سفيد و سياه و يا سفيد و زرد در مي آيد كه ياقوت سرخ به غايت كمال خود رسيده است . چناچنه زر خالصي ميز در نهايت اعتدال خود مي باشد و گمان كردهاند كه ياقوت مرحله به مرحله تغيير رنگ مي دهد تا به رنگ سرخ مي رسد آن گاه در ان رنگ باقي مي ماند زيرا اوراي كمال چيزي نيست . زر نيز در اصل خود يعني زيبق  و كبريت ، در انواع مواد حل شود ، رفت و آمد مي كنند و برارزير  و مس و سيم مي گذدر تا در رنگ و ندانت كمال مي يابد . آن گاه متوقف مي شود و از پايه كمال تجاوز نمي كند از اين روپنداشته اند كه زر در خاك افزايش مي يابد و در آن مستطيل نمي شود . ابوريحان پس از اين بحث كه به گونه اي نقل قول از طبيعي دان ها مي باشد مي گويد اين توجه طبيعي دانان درباره ي جواهر و فلزات حاصل نشده ، مگر از كمال آمده است و چون به سنخ و گوهر وي مي نگرد مي بينيد كه كه او از انواع خود به انسانيت صعود كرده است . تا جايي كه پايه ي سگي به خرسي و آن گاه به بوزينگي ارتقاء يافته و سر انجام از آن درجه به مرحله ي انساني رسيده است . البته اين نظر ابوريحان چه از خودش باشد و يا انديشه ي طبيعي دانان زمانش از نظر نح.ه شكل گيري و اهميت چندان برتر از اساطير نيست  .با اين تفاوت كه كه يك مشاهده و برداشت ساده در بطن خود دارد .

نظريه آفرينش 1

آفرينش مستقل موجودات زنده همواره مورد قبول عموم بوده است . زيست شناسان تا اواسط قرن نوزدهمبه آفرينش مستقل و بي ارتباط با انواع ،  اعتقاد داشتند و بر اساس اين نظريه موجودات زنده در زمان هاي مختلف آفريده شده اند . اين نظريه مقبول همه اديان آسماني مي باشد كه به اراده ي خداوند و دستور او همه موجودات شكل گرفته اند .

پيدايش جهان حاصل ازدواج هاي مقدس است

توليد مثل و ازدياد نسل از طريق ازدواج الگويي بدست مي دهد كه هرگونه افزايش و پيرايش را ناشي از پيوند همسري بداند . پديده ي آفرينش از طريق ازدواج مقدس را مي توان در كنار قرباني شدن خداي نخستين قرار داد به گونه اي كه در بسياري ازاساطير ي كه شاهد قرباني غول خداي نخستين هستيم . مي توان شاهد آفرينش از طريق ازدواج نيز بود . ازدواجي كه بين دو ايزد صورت مي گيرد يا آنكه بين زمين و آسمان و يا ماه و خورشيد واقع مي شود . «‌آفرينش در اساطير ملل گوناگون كلا ً الگويي سه مرحله اي دارد :

* مرحله ي نخست شامل جهان ايزدان و ياباشندگان ازلي است .

* مرحله ي دوم عبارت است اغز جهان نياكان انسان

* مرحله ي سوم نيز جهان خود انسان است . 

آن چه مربوط به قرباني كردن خداست منجر به افرينش جهان مادي مي شود و از آن قرباني اين جهان مادي پديد مي آيد . اما محدوده ي آفرينش ازدواج مقدس گسترده تر است . زيرا مرحله ي نخست آفرينش يعني خلقت خدايان را نيز در بر مي گيرد . به اين ترتيب كرده خداي نخستين يا خداي دو جنسه با زادواج جميع خدايان را بوجود مي آورند و با اين كه ازدواج حاصل پيوند آسمان و زمين است كه علاوه بر آفرينش برخي ايزدان ممكن است منجر به خلق جهان مادي نيزمي شود .اين پيوند آغزين ممكن است بين دو موجود كه اغلب دو خداي آسمان و زمين يا ماه و خورشيد هستند ، صورت بگيرد و يا اينكه توسط خداي واحد دو جنسه صورت گيرد كه خود هم پدر و هم مادر به حساب مي آيد . به هر صورت آفرينش تا به كمك پيوند مقدس و يا مرگ سخت و قرباني شدن به كمال مي رسد . به عبارت ديگر آفرينش به جنسيت و قرباني هر دو وابسته است .



 

رواشناسی رنگ - 2

نظریه دیدرنگی یانگ-هلمهولتز

 

توماس یانگ و هرمان فن هلمهولتز، دو پژوهشگر مشهور، با مشارکت همدیگر نظریه  دیدرنگی بهنجار را ارائه نموده‌اند. این نظریه از آنجا آغاز شد که توماس یانگ در سال 1802، دید رنگی را در نتیجه  عمل سه گیرنده  مختلف اعلام نمود. بر طبق نظریه  یانگ، با استفاده از سه رنگ قرمز و سبز و آبی می‌توان تمام رنگ‌های طیف رنگی را تولید کرد.

پس از آن، هلمهولتز کشف کرد که افرادی که دارای دید رنگی عادی (نرمال) هستند به سه طول موج مختلف نور نیاز دارند تا رنگ‌های متفاوت را تولید کنند.

هلمهولتز از آزمایش انطباق رنگ که در آن، شرکت کنندگان میزان سه طول موج

مختلف نور را برای انطباق با یک رنگ آزمایشی تغییر می‌دهند، استفاده کرد.

شرکت کنندگان اگر فقط از دو طول موج استفاده می‌کردند نمی‌توانستند رنگ‌ها را با یکدیگر انطباق دهند امّا با استفاده از سه طول موج می‌توانستند با هر رنگی در طیف رنگ‌ها انطباق برقرار کنند.

این نظریه به نام نظریه  دید رنگی یانگ- هلمهولتز معروف شد.

تعیین سه گیرنده‌ای که مسئول دیدرنگی هستند تا 70 سال بعد از آن که نظریه  دیدرنگی بهنجار ارائه شد، مشخص نگردید. پژوهشگران دریافتند که مخروط‌های رنگدانه‌ها از نظر جذب، دارای سطوح مختلفی هستند. مخروط‌ها گیرنده‌هایی هستند که در شبکیه  چشم قرار دارند و مسئولِ دیدن رنگ‌ها و جزئیات هستند. گیرنده‌های مخروطی بر حسب مقدار آمینو اسیدهای موجود در آن‌ها، از نظر جذب با یکدیگر متفاوتند. سه گیرنده مخروطی متفاوت عبارتند از:

گیرنده‌های مخروطی طول موج کوتاه

گیرنده‌های مخروطی طول موج متوسط

گیرنده‌های مخروطی طول موج بلند

روانشناسي رنگ ها را بدانيم

برخي از روانشناسان عقيده دارند رنگي که برگزيده و دلخواه کسي است مي تواند گوياي خصوصيات اخلاقي و روانشناسي او باشد. مطلب زير که برگرفته از پايگاه اطلاع رساني پزشکي ايران سلامت مي باشد چکيده اي است که بر اساس اين نظريه و پس از سال ها پژوهش نگاشته شده است. 

-  قرمز; خوش قلب اما خودپرست: اين رنگ مظهر شدت و زياده روي است که گاهي در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر، فداکاري و خشونت و خون و آتش است. کسي که به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگي بي تفاوت باشد. اين گونه اشخاص تند و سرکش و در عين حال فعال و شجاع و کمي عجول هستند. احتمال شکست به خصوص در عشق براي آنها فراوان است. قضاوت هاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن که در عشق کاملا فداکارند اما اگر روزي حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفکر و جويا شدن علت مي جنگند.

 دو عيب بزرگ خودپرستي و عدم کنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبي و حس بزرگ طلبي است. به طور کلي دوستداران رنگ قرمز داراي خصوصيات متضادي هستند. 

-  صورتي; مورد علاقه ديگران: رنگ صورتي در واقع همان قرمز است که کمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را البته کمي ملايم تر دارا مي باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندي نشان نمي دهيد. ديگران را خوب درک مي کنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار مي کنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي که به اين رنگ علاقه دارند اغلب شکست ها، خشونت ها و دشواري هاي زندگي را تحمل کرده اند و با مشکلات فراوان مواجه شده اند. 

-  آبي; نظم، پشتکار، تنهايي: رنگ آبي از رنگ هايي است که طرفداران زيادي دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، کاملا مي توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را کنترل کنيد. ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي کند که به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد. در خريد و پوشش لباس قناعت مي کنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروري که داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را کسل مي کند و کساني که از نظر هوش و فهم بر شما برتري دارند شما را ناراحت مي کنند. کارهاي خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معيني انجام مي دهيد. يکي از صفات مشخص شما پشتکار شماست. 

-  ارغواني; رنگ عارف ها: رنگ ارغواني، رنگ اسرارآميز و باشکوهي است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايي ها و ظرافت ها مي شوند و مغرور و اجتماعي هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است مخصوصا اينکه به امور معنوي بيشتر مي پردازند. ارغواني رنگ مورد پسند عرفا نيز هست! 

-  قهوه اي; قابل اعتماد: اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد کاملا مي توان روي شما حساب باز کرد. باثبات، مقدس، شاعرپيشه و کمي فيلسوف مآب هستيد. به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن که کمتر تصميم مي گيريد اما هر بار که تصميمي بگيريد به آن کاملا عمل مي کنيد. شما در نگهداري پول و اسرار ديگران کاملا قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهي اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزي در پيش مي گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد. 

-  خاکستري; احساس بي نيازي: رنگ خاکستري مظهر چشم پوشي از خوشي هاي دنياست. کساني که به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت مي کنند. خاکستري رنگ عقلا است و جواناني که به اين رنگ اظهار علاقه مي کنند در واقع خود را هم شان و هم طراز اشخاص کهنسال مي دانند و در زندگي احساس بي نيازي مي کنند. در عشق به افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب کساني که از نظر فکر و ايده به آنها برتري دارند خيلي آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت. 
-  پرتقالي; صداقت آري، هوسبازي هرگز: رنگ پرتقالي رنگي است ترکيبي و آنهايي که اين رنگ را رنگ دلخواه خود مي دانند داراي اعتمادبه نفس نيستند. اجتماعي و خوش خلق هستند و با مردم خوب رفتار مي کنند. نفوذ در اين گونه افراد مشکل است. کسي که آنها را دوست بدارد مي تواند با او به آساني ازدواج کند. هوسباز نيستند و اگر با کسي دوستي کنند صداقت و فداکاري دارند. اگر افراد اين دسته با کسي که خصوصيات اخلاقي خودشان را داشته باشد ازدواج کنند، سعادتمند مي شوند. 

-  سبز; کنجکاوي: رنگ سبز طبيعت و تازگي است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراک فراواني با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالي داريد. روابط شما با ديگران بر پايه اصول و قرارداد است. دوست نداريد که در زندگيتان حوادثي به وقوع بپيوندد، اما کنجکاوانه به ماجراهاي زندگي ديگران توجه داريد. 

-  فيروزه اي; اسرارآميز و پندناپذير: دوستداران رنگ فيروزه اي، اسرارآميز و احساساتي هستند. آنها کارهاي شخصي خود را به خوبي اداره مي کنند، پشتکار دارند و باثبات هستند و به نصايح ديگران درمورد کارهاي خود کمتر توجه دارند. فيروزه اي معمولا رنگ مورد علاقه خانم ها است. 

-  سياه; خوش ذوق و ظرافت طبع: رنگ سياه برخلاف عقيده همگان رنگ نوميدي و عزا نيست بلکه نشانه خوش ذوقي و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلما به شخصيت اطرافيان خود احترام مي گذاريد و براي آن که ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه کمکي به آنها دريغ نمي کنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد. همچنين عقايد و نظرات ديگران را به آساني مي پذيريد. 

يک نکته رنگي: توجه و علاقه شما به رنگ ها در طي زمان تغيير مي کند به دليل آن که خصوصيات اخلاقي تان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد کرد. اما اگر در مورد رنگي ناگهان عقيده خود را عوض کنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.

كتاب روانشناسي رنگها نوشته دكتر ماكس لوشر ترجمه خانم ويدا ابي زاده چاپ شده توسط انتشارات دُرسا  تهران . www.bayatinet.com

http://farakav.wordpress.com

www.ravanyar.com

www.flowerice.blogfa.com

aftabnews.ir

روانشناسی رنگ - 1

روانشناسی رنگ ها را بدانيم

برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:

قرمز: خوش قلب اما خودپرست

اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد.

اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.

دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.

صورتی: مورد علاقه ديگران

رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد.


ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.


آبی: نظم، پشتكار، تنهايی

رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد.

ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.

در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.

كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.

ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران

رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!


قهوه ای: قابل اعتماد

اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.

به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.

شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.

خاكستری: احساس بی نيازی

اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.

پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند . اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.

نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.

سبز: كنجكاوی

رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است.

دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.

فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير

دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.

سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع

اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد.

يک نکته ی رنگی

توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغيير می كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.

 نقش رنگها در زندگی

 

همه ما در رابطه با رنگها و نور اطلاعاتی کم و بیش داریم. انسانها غالبا سلایق خاصی در انتخاب رنگها داشته و هر کسی رنگ به خصوصی را بیشتر از سایر رنگها دوست دارد و این را نیز می دانیم که انسانها بیش از حد تصور خود از رنگها تاثیر می پذیرند. باید گفت علیرغم این مسائل، غالب مردم هنوز به یقین و دقیق نمی دانند که از نظر روان شناسی و فیزیکی تا چه اندازه ای تحت تاثیر قدرت رنگها و نورها هستند.

رنگها با تمامی عوامل و جزئیات زندگی ما چنان رابطه تنگاتنگی دارند که باید گفت رنگها بسان پله هایی هستند که وجود فیزیکی و روحی انسانها را با سایر جزئیات و پدیده های جهان هستی در ارتباط قرار می دهند این ارتباط و تاثیر به حدی است که حتی انسانها در کلمات و جملات خود نیز برای بیان احساسات درونیشان از رنگها استفاده کرده و آن را بیان می دارند. 

خیلی از ما به هنگام بیان و تعریف احساسات فیزیکی و درونی خود از رنگها استفاده می کنیم. مثل اینکه‌: «فلانی از خشم سرخ، سرخ شده بود.» 

انسانها در رابطه با رنگها اشتراک عقیده ندارند، یعنی هر فردی نسبت به رنگی جاذبه و دافعه خاصی از خود نشان می دهد. شاید رنگهایی که برای شما بسیار جالب و زیبا خوشایند هستند، برای دیگران بی معنی و یا کم ارزش جلوه کند. و این کاملا طبیعی است که شما رنگی را بپسندید و یا نپسندید. و ما تا بحال سوالهایی در ذهن مان ایجاد شده که تا چه اندازه می توان از رنگها سود جست. 

رنگها و تاثیرات آنها

رنگ زمانی ظاهر می شود که فرکانس نوری در محیطی متناسب شدت گرفته و متظاهر گردد. رنگ علیرغم خصوصیات ایجاد انگیزه، هوس، شادمانی، ساختاری و حتی تهیجی، دارای خصوصیات سوزاننده و برنده نیز هست. هر رنگ دارای خصوصیات منحصر به فرد درمانی و تعادل بر انگیزی است. یکی دیگر از خصوصیات رنگها این است که می توانند تا اعماق نیروی ادراک و شعور ما نفوذ نمایند. 

رنگ ها را می توان به سه قسمت اسامی یا سه گروه تقسیم کرد. نخستین گروه (گروه اصلی) ‌قرمز – زرد – آبی. گروه دوم همان رنگ هایی که از ترکیب رنگ اصلی بدست می آیند و گروه سوم نیز از ترکیب رنگ های اصلی با رنگهای نوع دوم حاصل می شود. در ادامه به تاثیرات رنگها در ذهن – روان و محیط فیزیکی اطرافمان اشاره می کنیم که در بین این متون از تاثیر رنگ ها به گونه ای از بیماری ها اشاره خواهد شد که ناگفته نماند که این فهرست ها صرفا حالت پیشنهادی داشته و به صورت نسخه نبایستی تلقی گردد.

 برای مبارزه با ناراحتی ها و بیماریها استفاده از رنگها در علم پزشکی پیشرفته صرفا چاره ساز نبوده و این پیشنهادات در کنار بهره گیری از سایر موارد درمان می تواند بسیار موثر باشد و بهبودی را سریعا برای انسان به ارمغان بیاورد.... 

رنگ سفید:

رنگ سفید در بنیه تمامی طیفها نهفته و وجود دارد. رنگ سفید متظاهر کننده احساسات نبوغ و استعدادهای بالقوه فرد بوده و رنگی است که نبوغ و توانایی های فرد را تقویت نموده و برای تمامی بنیه رنگها مناسب تشخیص داده می شود.

برای درمان توسط رنگها بهتر است با این رنگ شروع شود و با این رنگ نیز پایان یابد. 


رنگ سیاه:

رنگ سیاه نیز مانند سفید در تمامی طیفهای نوری متمرکز و وجود دارد. سیاه در ورای پرده ای درهم ریخته و آشفته مخفی گردیده. بسیاری از افراد از رنگ سیاه به عنوان رنگ درمان کننده استفاده می کنند. این رنگ در زمانی که فرد دچار مشکلات روحی شده و بسیار آشفته حال است، می تواند حالت آرامش بخش و حفاظت کننده را ایفا کند.

این رنگ باعث می شود که احساسات زنانه در افراد به حرکت بیفتد و همین امر باعث می گردد که در وجودشان انرژی مغناطیسی نیرو مندی را حس نمایند. اگر رنگ سیاه در لباسهای مورد استفاده، به وفور مورد استعمال قرار گیرد، باعث می گردد فرد دچار افسردگی و آشفتگی روحی گردد. و روانشناسان که سعی در درمان با رنگها را دارند سعی می کنند این رنگ را به همراه سفید استفاده کنند. زیرا تاثیرات منفی هر دو رنگ باعث می شود که حالات متعادلی ایجاد شود و همین امر باعث می شود فرد از درون آرامش یابد و عدم تعادل و توازن وی نیز از بین می رود. رنگ سیاه باعث می گردد که رفتارهای ناشی از غیر شعور افراد به نظم سوق پیدا کند. برای رسیدن به این نتیجه بهتر است رنگ سیاه را به تمام، بر تن نکنید و حتما پیراهن یا کفش و یا چیزی از لباستان را به رنگ سفید انتخاب کنید. 

رنگ قرمز یا سرخ:

رنگ سرخ به نهایت روح افزاد و جان بخش است. این رنگ به لحاظ داشتن خصوصیات خود باعث می گردد که چاکراها به حرکت بیفتند. (چاکراها محلهایی هستند که در بدن انسان به وفور وجود داشته و انرژی های لازم از طریق آنها وارد بدن شده و یا از آن خارج می گردند، ما باید توجه داشته باشیم که این مراکز و نقاط با بدن فیزیکی ما هیچ ارتباطی نداشته و تاثیراتی در حرکات و عملیات فیزیکی ما ندارند و تنها در شرایط تاثیر گذاری و یا تاثیر پذیری روحی ما انسانها کار برد دارند. 


رنگ قرمز به سبب داشتن انرژی شدید در خود باعث می گردد که تحریکات و احساسات فیزیکی و عوامل و اسباب فیزیکی خود را بیدار سازد و همین بیداری آنها را به شدت به فعالیت وا می دارد. این رنگ می تواند سرماخوردگی، ناراحتی‌های گردش خون و وجود عفونت در نایژه ها و ریه ها مفید واقع شود و آنها را درمان نماید. 


اما باید توجه داشت که این رنگ احساسات مربوط به انتقام، کینه، بی منطقی، جسارت، عشق و کس را نیز تهییج می نماید. اگر مقدار رنگ قرمز بیشتر مورد استفاده قرار گیرد منجر به ناملایمات  احساسی و افسردگی های ناپایدار می شود. 

علاوه بر این باعث افزایش فشار خون در انسانها نیز می شود. به طور خلاصه رنگ قرمز، باعث می شود که حرارت و دمای بدن انسان بیشتر شود و گردش خون و جریان آن را سریعتر می سازد و برای افرادی که دارای فشار خون پایینی هستند مفید می باشد. 

رنگ نارنجی:

این رنگ با مشخصه بسیار شاخص و ساده خود، سمبل نشاط و شادمانی و از طرفی نشانه دانش و آگاهی است. این رنگ احساسات اجتماعی بودن و شدن را افزایش داده و فعالیتهای اجتماعی را در افراد تقویت می بخشد. 

موثرترین بخش بدن انسان، سیستم عضلانی و ماهیچه های انسان است که به سرعت از این رنگ تاثیر می پذیرد. استفاده افراطی از رنگ نارنجی سبب نامتعادلی و ناهماهنگی در سیستم عصبی افراد می شود. و توصیه می شود که این رنگ به همراه رنگ سبز یا آبی استفاده شود.


 
اعضای مختلفی از بدن از جمله طحال، غده پانکراس، معده، روده ها و کلیه ها از این رنگ متاثر هستند. ناراحتی و افسردگی های شدید نیز می توانند به وسیله رنگ نارنجی درمان شوند. برای رفع ناراحتیهای گذرا در سیستم گوارشی نیز استفاده از رنگ نارنجی مفید می باشد. 

لازم به ذکر است: اگر توجه کنید در بازی فوتبال کمک داوران که پرچم نارنجی و زردی که در دست دارند اگر بازیکنان فوتبال با عصبانیت به سمت آنها حرکت کنند و رای و حکم آنها معترض می شوند آنها پرچم خود را در پشت خود نگه می دارند چون رنگ پرچم کمک داوران باعث بروز خشم بیشتر بازیکنان می شود. 


رنگ زرد:

تاثیر گذارترین نقطه ای که در بدن انسان می تواند از رنگ زرد متاثر گردد، ذهن آدمی است. تمامی فعالیتهای ذهنی فرد به وسیله نیروی رنگ زرد به حرکت در می آید. از طرفی برای از بین بردن ناملایمات و یأس و ناامیدی رنگ زرد مفید واقع می شود. زیرا نیروی رنگ زرد به فرد امیدواری به زندگی و نیروی زیستن می بخشد. به وسیله رنگ زرد، خوش بینی و اعتماد به نفس را در خود افزایش می دهد. 


سیستم عصبی، معده، روده ها، کلیه ها و تمامی جهاز هاضمه تحت تاثیر این رنگ قرار دارند. و اگر ناراحتی در آنها ایجاد شود به وسیله رنگ زرد می توان آن را درمان نمود. رنگ زرد و زرد طلایی هم واکنشهای فرد را در رابطه با زندگی و هم تصورات خوش بینانه در انسان را تقویت می بخشد. 

رنگ سبز:

رنگ سبز یکی از رنگهایی است که در جهان بیش از بقیه رنگها دیده می شود. رنگ سبز حالت آرام بخشی دارد و به عنوان سمبل شفقت و مهربانی و متعادل بودن روح و روان و رفتار به شمار می رود. این رنگ از طرفی دل رحمی، مهربانی و مودت و دوستی را در انسانها افزایش می دهد. رنگ سبز روشن که به طیف نوری آبی نزدیکتر است، در بسیاری از درمانها مفید واقع می شود و بهترین رنگ برای درمان دردها محسوب می گردد. این رنگ در تقویت احساسات دوستی، امیدواری، ایمان و صلح بسیار موثر می باشد و برای این بیشتر پرچم کشورهای صلح طلب دارای چنین رنگی است و اگر جامعه ای بیشتر به این رنگ گرایش داشته باشد، از آرامش و ثبات بهتری برخوردار می باشد. 


مهمترین نقطه ای که از رنگ سبز متاثر می گردد، چاکرای قلب است. این حالت باعث می گردد که ناراحتی های قلبی، فشار خون زیاد و یا کم، سردردهای ناموزون و ناهماهنگ میگرن، بی حالی و سستی در بدن و هم چنین رنگ پریدگی از طریق رنگ سبز درمان می شود و آنچه که نبایستی در این قضیه فراموش شود اینکه، از رنگ سبز نبایستی در درمان بیماریهایی از قبیل سرطان و یا بیماریهای غده ای از آن استفاده کرد. زیرا رنگ سبز باعث می شود که سرعت رشد و توسعه و پیشرفت هر چیزی افزایش یابد و این رنگ باعث رشد تومورهای سرطانی شده و بسیار خطرناک است. 

رنگ آبی:

رنگ آبی حالت خنک کنندگی سیستم انرژی را دارد و به طور کلی رنگی است که حالت آرام بخشی و استراحت دهندگی را دارد. این رنگ انرژیهای موجود در بدن را متعادل ساخته و حالت آنتی سیتیک (گندزدایی) را در بدن نشان می دهد. این رنگ در انتظام بخشی سیستم تنفسی نیز مفید واقع می شود. از طرفی رنگ آبی باعث می شود که فشار خون بالا کاهش یابد و در رفع ناراحتی ها و بیماریهای گلو و حنجره نیز مفید واقع می شود. 


استفاده از رنگ آبی در درمان بیماریهای مربوط به آسم، آبله مرغان، زردی و یرقان رماتیسم و بیماریهای شایع کودکان بیسار مفید بوده و حتی مانع از بروز بیماری می شود از طرفی این رنگ منجر به افزایش قدرت پیش بینی می شود و حدس را در افراد افزایش می دهد و از این جهت رنگ آبی مناسب ترین رنگ برشمرده می شود. اگر می خواهید بیشتر از هر رنگی از رنگ آبی استفاده کنید، همیشه آن را رنگهای گرم به طور مشترک مورد استفاده قرار دهید. در کنار لباس آبی از رنگهای قرمز و نارنجی بهره بگیرید

استفاده از رنگ آبی در کنار رنگهای گرم باعث می شود که احساسات هنری – فکری فرد افزایش می یابد و منبع مربوط به آن به طرز بسیار وسیعی به حرکت در می آید. 


رنگ لاجوردی:

این رنگ در رفع بیماریهای روحی و فیزیکی بسیار مفید می باشد. مهمترین تاثیر این رنگ در منطقه مربوط به چاکرای ابروها است. به تناسبی همین رنگ به جهت ارتباط با مراکز چاکرای عصبی باعث می شود که حالت متعادلی در سیستم عصبی پدید آید و واکنشهای مثبت را موجب می شود. از طرفی نیروی بخشش و عفو را در بدن افزایش داده و تقویت می بخشد. نیروی خالی این رنگ به خوبی خون را تمیز کرده و شستشو می دهد. از این جهت بسیاری از توکسینها (سمومی که به وسیله میکروبها تولید می شوند) از طریق این رنگ از بدن و گردش خون خارج می شوند و این رنگ تعادل و توازن لازم را در میان دو نیم کره مغز ایجاد کرده و تاثیرات مثبتی می گذارد. این رنگ در رابطه با چهره انسان نیز بسیار موثر و مفید است و تمامی سینوسهای صورت را تحت تاثیر نهاده و اگر در بخشهای مختلف صورت از جمله اطراف چشم،گوش، بینی ، دهان، گونه ها و ناراحتی هایی مشاهده گردد، می توان از رنگ لاجوردی استفاده کرد و بیماری را بهبود بخشید. 

با تمام این اوصاف، نبایستی از خاصیت آرام بخشی و ساکن و ساکت سازی آن چشم پوشید. به طور مثال کسانی که با تمرکز حواس و یا مدیتاسیون مشغول فعالیت هستند، در بین مراحل مختلف تمرینات خویش جایگاه ویژه ای را به رنگ لاجوردی اختصاص می دهند. زیرا این رنگ احساسات ذی شعور را به همراه قوه تخیل و حدس و گمان را پیش فرض تقویت می کند. 

در محیطی که زندگی کرده و یا کار می کنید باید توجه داشته باشید که رنگ لاجوردی حالت افسردگی و بی قیدی در برابر دیگران و حالت عدم مسوولیت را در انسان افزایش می دهد. 


رنگ کبود:

رنگ کبود بسی متفاوت تر از سایر رنگها، بخش اسکلت و استخوان بندی بدن را تحت تاثیر قرار می دهد. از لحاظ دیگر باعث می‌شود که توکسینهای موجود در بدن از بین بروند و تاثیرات شگرفی در سیستم فیزیکی و روحی بدن دارد. این رنگ از طرفی حالت گندزدایی و یا آنتی سپتیک را دارد. به همین جهت در میان ساختار فیزیکی و روحی انسان تعادل شگرفی ایجاد می نماید. انرژی رنگ کبود در درمان انواع بیماریهای سرطانی موثر است. مخصوصا التهاب و عفونت دنده های قفسه سینه و یا جراحیهای استخوانی بسیار مفید واقع می شود. از سویی استفاده از رنگ کبود در رفع مشکلات سیستم گوارشی و هضم و جذب مواد معدنی و ویتامینها در بدن بسیار مفید است. رنگ کبود باعث می شود که انسانها رویاهای زیادی مشاهده نمایند و به خاطر اینکه سیستم عصبی و مغز را نیز تحت تاثیر قرار می دهند، باعث می شود که انسانها در تداعی خاطرات گذشته موفق گردند و در درمان رفع بیماری فراموشی نیز مفید واقع می شود. 

رنگ صورتی:

رنگ صورتی مطمئن ترین و مناسب ترین رنگی است که می تواند با انرژی خود، احساسات مربوط به مهربانی، شفقت، حامی، یکرنگی، صراحت، عشق، اعتماد و ایمان به آنچه که لازم است را تقویت می کند. رنگ صورتی بواسطه داشتن نیروی خاص غده تیموس را تحت تاثیر قرار داده و انسان را دارای روحیه بخشندگی و با عاطفه می سازد. در تداعی معانی و خاطرات نیز وجود این رنگ مفید واقع می گردد. به طور خلاصه رنگ صورتی در رفع کدورت، ناراحتی های عصبی، خشم، آرامش بسیار مفید بوده و حالت موثری دارد. 


رنگ زرد لیمویی:

این رنگ در افزایش قدرت فعالیتهای مغزی بسیار مفید است و خصوصیت سرعت بخشی به انتقالات مغزی را دارد. یعنی این رنگ باعث می شود که فرد آنچه را که فرا گرفته سریعا حلاجی کرده و تحلیل و تجزیه را انجام دهد و به نتیجه برسد. 


رنگ زرد طلایی:

این رنگ سیستم رفع کدورت و بخشندگی را در وجود آدمی پرورش داده و تقویت می بخشد. روح آرامش و عفو را در انسان ایجاد می نماید. این رنگ نیز مانند رنگ سرخ)قرمز) در انسان هیجانات زیادی را ایجاد می نماید.

رنگ آبی آسمانی:

این رنگ با میزان استفاده اکسیژن در بدن در ارتباط است. این رنگ به شدت حالت گندزدایی و میکروب کشی داشته و بدن انسان به کمک این رنگ می تواند تمامی ناراحتیهای مربوط به آشفتگی روحی، ناملایمات روانی، افسردگی و ناراحتی های ذهنی را از بین ببرد. رنگ آبی آسمانی و انرژی موجود در آن باعث می شود که تمامی شرایط موثر و منفی که که مغز را دچار خود می سازد، از بین بروند. 


رنگ آبی نیلی:

این رنگ مهمترین رنگی است که با انرژی خود تمامی بدن را تحت تاثیر خود قرار داده و آرامش و تسکین لازم را به آن می بخشاید و در واقع بدن را سراپا نگه می دارد. این رنگ در رفع تب شدید بسیار مفید بوده و حالت آرامش بخشی دارد. 


رنگ سرمه ای روشن:

این رنگ که از دو رنگ آبی و سبز ایجاد می شود، بهترین انرژی را در رفع بحران ها و ناراحتی های روحی دارد. این رنگ روح نشاط و فعالیت را به انسان بخشیده و میکروبها را

از بدن و حتی توکسینها را نیز دفع می نماید. این رنگ در حفظ سلامتی پوست بیمار مفید است و در رفع خستگی های جسمانی و ناراحتی های مربوط به گوش نیز بسیار مفید می باشد. 

 

رنگ افلاطونی (کبود روشن(  :

این رنگ دارای انرژی بسیار نیرومندی می باشد و استفاده زیاد و افراطی از آن باعث می گردد که فرد دچار ناراحتی های روحی و روانی شود این رنگ به واسطه داشتن تُن زیادی از رنگ و قرمز موجبات سر درد، ناراحتیهای میگرنی و واکنش های عصبی را فراهم می آورد. اما با تمام این خصوصیات در درمان بیماریهای سرطانی و کوچک کردن و مانع شدن از رشد تومورها، بسیار مفید واقع می گردد و از طرفی تب شدید را دفع می کند.

رنگ نقره ای:

این رنگ در درمان بیماریهایی که ریشه متافیزیکی دارند، استفاده از انرژی رنگ نقره ای بسیار شایسته خواهد بود. از طرفی انرژی این رنگ قدرت نبوغ، خلاقیت و تفکر را در انسان افزایش می دهد. 


رنگ قهوه ای:

این رنگ فرد را از بسیاری از جهات و مخصوصا از حیث ذهنی و احساسی تحت تاثیر قرار می دهد. این رنگ بواسطه داشتن انرژی خاص خود باعث می شود که انسان تحت تاثیر آن قرار گرفته و فردی اجتماعی شود و بینش و رفتار فرد را در قبال جامعه متعادل می نماید. 


در قسمت بالا اشاره ای به خواص تعدادی از رنگها (رنگهای اصلی) شد که قابل ذکر است همانطور که در ابتدا نیز اشاره شد این خواص رنگها که در برخی از آنها خاصیت درمانی ذکر شد نبایستی بصورت نسخع در نظر گرفته شود بلکه طبق نظر کارشناسان و روان شناسان رنگ می تواند در کنار سایر راههای درمانی پزشکی کاربرد و تاثیری مثبت بر روند درمان داشته باشد و در ادامه باید به این نکته اشاره کرد که رنگها جز لاینفک زندگی ما هستند و ما هر چه در اطراف خود می بینیم دارای رنگ است و از این خواص رنگها در جاها و استفاده های مختلف می توانیم بهره گیریم از جمله مراکز درمانی، بیمارستانها، مدارس، محیط کار، و رنگهایی که در تزئین شهر استفاده می شود و... حال باید از تاثیرات رنگ که شاید در بعضی از موارد به آن توجه کمی می شود توجه بیشتر و بهره ای بیشتر جست و استفاده بهتری برد. 


حتی کارفرمایان نیز می توانند از تنوع رنگی و خواص رنگها در تولید بیشتر و بازده کاری در محیط کارشان بهره گیرند. بر اساس یک تحقیق انجام گرفته تمامی محیط کار کارگران در یک کارخانه در تهران از رنگهای شاد ومناسب استفاده شد و مشخص شد که استفاده از رنگهای شاد و مناسب در محیط کار کارگران، نقش مضاعفی در تولید و کیفیت محصولات کارخانه داشته است. زیرا استفاده از رنگ مناسب در محیط کار باعث افزایش روحیه و حوصله برای کارگران می شود. و ما اینجا مشاهده می کنیم که با صرف هزینه اندکی و قدرت ابتکار و خلاقیت در رنگ آمیزی محیط کار به چه میزان می توانیم بهره گیریم. و این یکی از هزاران مواردی است که از رنگ می توان بهره جست.

رنگ چیست؟

در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.

آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.

تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی

با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.

 رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.

روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان

در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این روش:

از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.

·                      

·                     از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.

·                     از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.

·                     از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.

·                     از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.

اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.

روان‌شناسی رنگ‌های مختلف

1- روان‌شناسی رنگ سیاه

·                     سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند.

·           سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.

·           رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.

·                     در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.

·                     رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

2- روان‌شناسی رنگ سفید

·                     رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.

·                     رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.

·           رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.

3- روان‌شناسی رنگ قرمز

·                     رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.

·                     رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.

·                     رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.

·                     رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

4- روان‌شناسی رنگ آبی

·                     آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.

·                     رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.

·                     رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.

·           رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.

رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست امّا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را

·           بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.

·                     رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

5- روان‌شناسی رنگ سبز

·                     رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.

·                     رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.

·           پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.

·                     رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است.

·                     از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود.

·           رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند.

6- روان‌شناسی رنگ زرد

·                     رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.

·           رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد.

·           رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.

·                     رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.

·                     چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

7- روان‌شناسی رنگ ارغوانی

·                     رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.

·                     رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.

·           رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.

8- روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای

·                     رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است.

·                     رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.

·                     رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد.

·                     رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

  9- روان‌شناسی رنگ نارنجی

·                     رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود.

·                     رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد.

·                     رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  10- روان‌شناسی رنگ صورتی

·                     رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.

·           رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند.

·           با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.

  ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان یار

منبع

Color Psycology: How Colors Impacts Moods، Feelings، and Behaviors
http://psychology.about.com

نظریه فرایند مخالف در دیدن رنگ‌ها

بر طبق نظریه  توماس یانگ، فیزیکدان انگلیسی، که در سال 1802 ارائه شد، با استفاده از سه رنگ قرمز، سبز و آبی می‌توان تمام رنگ‌های طیف رنگی را تولید کرد. با وجودی که این نظریه برخی از فرایندهای درگیر در دیدن رنگ‌ها را روشن می‌سازد امّا تمام جنبه‌های آن را توضیح نمی‌دهد.

نظریه  فرایند مخالف رنگ‌ها در سال 1870 توسط ایوالد هرینگ ارائه شد. هرینگ خاطر نشان ساخت که برخی ترکیبات رنگ‌ها وجود دارد که ما هرگز آن‌ها را نمی‌بینیم، مثل سبز مایل به قرمز یا آبی مایل به زرد. نظریه  فرایند مخالف می‌گوید که ادراک رنگ توسط فعالیت دو سیستم مخالف کنترل می‌شود: یک سازوکار آبی- زرد و یک سازوکار قرمز-سبز.

شما می‌توانید با مشاهده  اثر «ردّ تصاویر»، نمایش طرز کار این سیستم‌های مخالف را برای خود به وجود آورید:

یک مربع کوچک از کاغذ سفید را بردارید و آن را در مرکز یک مربع قرمز رنگ در دیدن

بزرگتر قرار دهید. (تصویر زیر را ببینید)

 

·           به مرکز مربع سفیدرنگ برای حدوداً 30 ثانیه خیره شوید و سپس بلافاصله به یک کاغذ مسطح سفید رنگ نگاه کنید و چشمک بزنید تا «ردّ تصویر» را ببینید.

·                     «ردّ تصویر» چه رنگی دارد؟ شما می‌توانید همین آزمایش را با استفاده از رنگ‌های سبز، زرد و آبی تکرار کنید.

فرایند مخالف چگونه عمل می‌کند؟

رایند مخالف از طریق فرایندی از واکنش‌های محرّک و باز دارنده عمل می‌کند. برای مثال، رنگ زرد واکنش مثبت (محرّک) و رنگ سبز واکنش منفی (بازدارنده) ایجاد می‌کند. این واکنش‌ها توسط نورون‌های مخالف کنترل می‌شوند. نورون‌های مخالف، نورون‌هایی هستند که نسبت به بعضی طول موج‌ها واکنش محرّک و نسبت به طول موج‌هایی که در بخش مخالف طیف قرار دارند واکنش بازدارنده دارند. طبق نظریه  هرینگ، رنگ زرد نیز یک رنگ اصلی شمرده می‌شود. به عقیده  او سه نوع گیرنده وجود دارد: یک گیرنده که به درجات مختلف درخشندگی پاسخ می‌دهد، و دو گیرنده  رنگ یکی به عنوان مبنای ادراک قرمز- سبز و دیگری به عنوان مبنای ادراک آبی-زرد.

ترجمه:  کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع                                                                                                                                          

"What is the Opponent-Process Theory of Color Vision?", Kendra Van Wagner
http://psychology.about.com

زندگی نامه شهید

 

                                    شهيد حسن بلندي 

 

تاريخ تولد :1/10/1345

نام پدر : مختار

تاریخ شهادت : 10/10/1366

محل تولد :آذربايجان‌شرقي /تبريز /-

طول مدت حیات :21

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :  گلزار شهدای تبریز ( وادی رحمت )

روز اول دي ماه سال 1345 در محله حکم آباد تبريز کودکي به نام حسن پا به عرصه هستي نهاد. پدر او را به مجالس ذکر اهل بيت (ع) برد تا جانش به عشق اسلام و فرزندان زهراي اطهر (س) سيراب گردد. هنوز کودکي بيش نبود که سر بر سجده‌گاه الهي نهاد. او ضمن تحصيل در مدرسه به کار بنايي پرداخت. بلندي پس از پيروزي انقلاب در پايگاه مالک اشتر واحد احتياط منطقه 16 حکم آباد مستقر در مسجد «مصعب بن عمير» فعاليت خود را گسترش داد.
حسن با آغاز جنگ تحميلي به همراه شهيد محمدرضا فرهمند دوره آموزش نظامي را در پادگان «خاصبان» سپري کرد و عاشقانه قدم به ديار نور گذاشت. وي بعد از شرکت در عمليات والفجر مقدماتي، در عمليات والفجر 8 به علت اصابت ترکش و جراحات شيميايي به بستر بيماري افتاد. در تاريخ 26/5/1366 به عضويت سپاه پاسداران درآمد و بار ديگر راهي جبهه‌هاي حق عليه باطل شد. فرمانده دسته در خط پدافندي منطقه عملياتي شلمچه از لشگر 31 عاشورا سرانجام بعد از 27 ماه جهاد در تاريخ 10/10/1366 در سن 21 سالگي ديار خونين شلمچه را به شوق ديدار حق ترک گفت و بال در بال ملائک به آسمان پر کشيد.

منبع:كتاب باغ شقايقها صفحه 221