آفرینش و مرگ در اساطیر
آیین های مرگ
مراسم و آئین های مربوط به مردگان و چگونگی بر خورد باشخص مرده از رسومی می باشد که همیشه باعث ایجادباورهای اساطیری می شوند ؛ اساطیر یکه همگی آنها توجیهی برای این مراسم اند . این باور های اساطیری در ابتدا خود معلول مراسم مربوط به مردگان بوده اند ؛ بعد که همراه با مراسم مقبولیت یافتند به عنوان علت آن مراسم و توجیهی برای آن محسوب شده اند – برای روشن شدن موضوع مثالی را ذکر می کنیم - : در بین تمام ملتها ی باستان ، جسد مرده را بایک دیدگاه بیشتر نمی نگریستند و اینکه آنها آلوده هستند و باعث گندیدگی و فساد و تعفن و مزاحمت برای زندگانی می شوند . بنابراین بایددر اسرع وقت آنها رانابود کرد . این برداشت کاملاً طبیعی و حاصل تجربه ای همگانی بود . برای این مقصود یعنی نابودی جسد در آغاز دو راه در پیش روی انسان بوده است . با این که مردگان را درزیر خاک کند یا آنها رابسوزاند و بدین طریق از بقایای آنان راحت تر شود .
نتیجه گیری
موضوع عمده آفرینش در این مجموعه مورد بحث قرار گرفته است . آفرینش در دو زمینه یعنی آفرینش جهانو آفرینش انسان .
در مورد آفرینش دیدگاه مردمان نخستین بسیار ساده ، طبیعی و ابتدایی است که به خصوصیت آنیسیم یا یا جاندانگاری گذشتگان بر می گردد . آنها برای یادگیری و علم آموزی به غیر از طبیعت و ارتباط اجزای آن چیز دیگری در اختیار نداشتند که دقت در همان عناصر ساده طبیعت و روابط و کنش و واکنش های ساده آن منجر به کشف روابطی بین انسان و طبیعت شد .
اساطیر مربوط به آفرینش انسان بازمانده از همان دوران نخستین هستند ؛ یعنی زمانی که آسمان را پدر مخلوقات و زمین را مادر آنها می دانستند به همین خاطر است که در بشتر اسطوره ها آمده است که انسان از خاک یا زمین آفریده شده است . چون انسان زاییده شده از زمین است . به همین جهت از جنس او یعنی از خاک است .
در مورد خلقت انسان نظریه ای وجود دارد که می گوید : خلقت انسان از خاک ناشی از الگوی چرخ های سفالگری می باشد بدین قرار که چون کار سفالگری و ساختن پیکره از خاک رواج یافت . انسان ها از این صنعت جدید ایده ای در مورد آفرینش انسان برداشت کردند .
باور به جهان بعد از مرگ نیز در طول شکل گیری خویش مراحل مختلفی پیموده است این باور در آغاز از مناطقی نشأت گرفته است که مردگان را در خاک دفن می کردند .بدین گونه که هنگامی که انسان ها ، مردگان را زنده می پنداشتند برای آن در قبور شان غذا و لوازم زندگی می نهادند . در مصر جسد را مومیایی می کردند تا ازفساد در امان باشد و بتواند برای همیشه از زندگی در جهان زیرین لذت ببرند . اما تجربه نشان داد که جسد پس از مدتی نیست و نابود می گردد و چنین جسمی نمی تواند زنده باشد و نیاز به آلات زندگی داشته باشد پس آنان پس آنان اعتقاد به روح پیدا کرده بودند با باورشان درباره ی زندگی پس از مرگ در هم آمیخت و باعث شد تا جهان پس از مرگ را عالمی روحانی تصور کنند .
منبع :
رضايي ، مهدي / آفرينش و مرگ در اساطير ،تهران : انتشارات اساطير ، 1383 ، 318ص