وقت آن است لحاف سفید را کنار زنیم و ملحفه ، با بنفشه هاي نيلگون و سرخابي را رو انداز كنيم . من از حرير هاي ملونش دوست دارم رنگ سبز را ، با گل يخ هاي سفيد رنگ ، پس چه جاي طلب عطر مشك از ختن ،وقتي صبا عطر سي گل به مشام مي رساند و نسيم صبحگاهي وردآمدنش را با هَزاران زمزمه مي كند و شبنم با اشك شوق مي پاشد  آب ،پاي گلشن اش را و نغمه سرايان مي خوانند سرود رسيدنش را ، بَه بَه به ترنم آمدنش ، با چَه چَه بلبل و به صفاي شبنم و هواي نغمه اش ، مگر دل مي ماند به تن !، روح سوي يار و تن سو او رفتنش ، زبان قاصر و عقل كوته از وصف كردنش ، سال ها عمر بايد طلب ، تا بسيار تأمل و تعمق كردنش .

بهار سال ۱۳۹۰ بر تمامي هنرمندان ايران زمين مبارك