خیال تعبیر
خیال تعبیر
گرمی نگاهت ، سردی وجودم را
همچو برگی افتاده در آغوش زمین
زردی چهره ام را برافروخت
شاید ! سرخی مهر تو
همچو غنچه ای سرخ فام در کنار برگهای سبزش
به مهر شکفتن
برگی افتاده را ترنم زندگی بخشید !
هرچند برگ جداگشته ، هیچ وقت نمی ماند!!
اما در خیال تعبیر
او نیز جان خواهد گرفت