(آفرینش انسان از خاک )

« زخمی کردن – بریدن – پارهع کردن و خراش دادن ما در مشترکمان با کار کشاورزی گناه است . از من می خواهید زمین را زیر رو کنم . آیا باید چاقو به دست بگیرم و در سینه مادرم مادرم فروبرم ؟ اما چون مرگم فرا رسد و دیگر مرا در آغوش نخواهد گرفت . به من می گوید زمین را زیر رو کنم و سنگها را به دور افکنم ؛آیا باید گوشت او را ببرم تا به استخوانش برسم ؟ در این صورت دیگر هرگز به بدن او راه نخواهم یافت تا دوباره زاده شوم . از من می خواهید علف و ذرت درو کنم و بفروشم و مانند سفید پوستان ثروتمند شوم ؛ اما به چه جرأتی موهای مادرم را برداشت کنم ؟ »

شاید تعجب کنیم اگر بدانیم این گفته ها اسموهالا( smohalla)   پیامبر سرخ پوست امریکایی از قبیله اوما تیلا (Umatilla) در نیم قرن قبل می باشد . اندیشه آفرینش انسان از خاک ، نخستین و شاید طبیعی ترین توجیه برای خلقت انسان است . این دیدگاه معلول نخستین تصورات از طبیعت می باشد . در پیش چشم انسان همه ی گیاهان از زمین می رویند ، رشد می کنند و دوباره تخم به خاک می دهند تا چرخه آفرینش تکرار شود . علت دیگری که می توان دراین دسته اساطیر یافت به چگونگی نگرش به آفرینش جهان بر می گردد که در بسیاری از آنها آسنا را پدرو زمین را ماد رموجودات می  دانند .و بالطبع انسان نیز حاصل این پیوند و فرزند زمین است . البته در توجیه این که چرا در نتیجه این پیوند ، یعنی پیوند آسمان به عنوان پدر و زمین به عنوان مادر وانسان به عنوان فرزند زمین شناخته می شود . می توان گفت که در بسیاری از اجتماعات نخستین ارتباط انسان به طبیعت نزدیک تر بود و این جوامع به شیوه مادر سالاری اداره می شود . در چنین جامعه هایی کودک نسب خویش را به مادرمی رسانید . پس طبیعی خواهد بود که در چنین جوامعی که عقیده به پیدایش انسان به عنوان فرزند آسمان و زمین دارند ایده ی فرزند زمین بودن به خاطر نظام مادر سالاری  اجتماع باقی بماند و به نسل های دیگر برسد و حتی هنگامی که  نظام های اجتماعی تغییر می کند و به پدر سالاری تبدیل می شود اسطوره به گونه ای دیگر با نظام جدید تلفیق می شود . نمونه ی این تلفیق را می توان در اسطوره ی آفرینش بابلی یافت . در این اسطوره انسان حاصل اختلاط خاک ( به عنوان نماینده ی زمین )و خون یک موجود آسمانی به نام کینگو اسطیر زردشتی در پیدایش کیومرث و خلقت انسان در اسطوره های چینی . توجیه دیگری که برای آفرینش انسان از خاک وجود دارد . چرخ های سفالگری می باشد . بدین ترتیب که انسان با دیدن سفالگری و ساخته شدن اشیاء و ظروف و احتمالا ً تندیس ها ییاز خاک شکل گرفته باشد . « در نظر ملت های قدیم شرق انشان معمولا ًاز گل ساخته شده است . قیاس کار کوزه گرها از زمان های دور شناخته شده است . بدین گونه است که در مصر خنون  (chnum) آدمیان را از گل می سازند به همین نحو «ارورو» ( Araru) بابلیان و آفرینش انسان در سفر تکوین کیومرث ، لقب گلشاه ( که به صورت هزوارش آرامی طینا آمده است ) دار د» از دیگر نکاتی که باعث پیدایش داستان های خلقت انسان از خاک (زمین 9 شده است ، می توان به مراسم تدفین در ملت های مختلف اشاره کرد. در بیشتر اقوام و ملن ها از قدیم الایام مردگان را در خاک دفن می کردند . در اکتشافاتا باستان شناسی در بسیارزیاز مناطق بخصوص فلات مرکزی ایران به قبر هایی دسترسی پیدا کرده اند که رنمده را به صورت چمباتمه زده و حالت جنینی قرارمی داده اند و دربرخی دیگر ، مردگان را در حفره های خمره ای شکل می نهادند که نمادی از زاهدان مادر بوده است و عقیده بر این بوده است که انسان به عنوان امانت و دانه ای به خاک می سپارند و این انسان روزی از خاک متولد خواهد شد . داستان تولد مرده ازخاک می توانسته داستان آغازین از زمین به عنوانو مادر و زنی که دارای زاهئان است . اسطوره ی آ فریشن انسان د ربین قوم ذه نی از قبایل سرخ پوست آمریکای جنوبی می باشد .