اثر هنر نقاشي در تربيت
و ديگر نقاشيهايي که ديگران براي کودک ميکشند. کودک از همان سالهاي اول تولد به نقاشي علاقه نشان ميدهد و خطوط کج و معوجي را روي کاغذ ترسيم ميکند. ميتوان گفت اين امر، همزمان با تقليد براي ايجاد صدا صورت ميگيرد. شايد صدا بهترين وسيله براي جلب توجه و تحت تأثير قرار دادن ديگران و نيز براي اعلام حضور کودک باشد ولي غالباً والدين در مقابل اولين خط خطيهاي کودک، آن هيجان و شادماني را که در مقابل اولين صداهاي او دارند، از خود نشان نميدهند. زيرا آن خطخطيها براي والدين به منزله بازي کودکانه تلقي ميشود و از نظر آنان مفهوم اجتماعي ندارد، در صورتي که کودک در دو، سه سالگي براي شکلهايي که ميکشد اسم ميگذارد. اين بدان معناست که او ميخواهد با محيط اطراف خود ارتباطي با مفهوم پيدا کند. کودک، اندکي که بزرگتر شد متوجه ميشود کشيدن نقاشي يک وسيله بياني است که با افکار او مطابقت دارد و او را در تخيلاتش آزاد ميگذارد. علاوه برآن نقاشي به اوامکان ميدهد که انديشهها و يا به عبارت ديگر تأثيرپذيري از خاطرات و فرهنگ محيطش را نشان دهد. او به کمک نقاشي دلهرههاي درونياش را آشکار ميسازد و به اين طريق اثر مخرب آنها را کاهش ميدهد. به همين جهت براي رفع بسياري از مشکلات روحي و رواني دانشآموزان ميتوان از نقاشي استفاده کرد. در مجموع، هنر نقاشي با توجه به زبان تصويري و تجسمي خود، کاراييهاي بسياري در امر تعليم و تربيت دارد که برخي از آنها بدين شرح است:
الف) کودک از طريق فعاليت نقاشي به شناخت خود و جهان نائل ميشود.
ب) کشيدن نقاشي منجر به پرورش تخيل کودک ميشود.
ج) از ديگر ويژگيهاي نقاشي، قابليت آن در انتقال دانشهاي کودک است.
د) ايجاد سرگرمي سالم و لذت بخشيدن به کودک از ديگر آثار اين هنر است.
ه) شناخت محيط و فضاي زندگي از ديگر کارکردهاي مهم نقاشي است که كودك آن را به دست ميآورد.
منابع:
ـ حسين سيدي، کودک و نقاشي (مجموعه مقالات) انتشارات برگ، تهران، 1386
ـ ميرزابيگي، علي، نقش هنر در آموزش و پرورش، انتشارات مدرسه، تهران، 1370
ـ کيومرثي، غلامعلي، آشنايي با نقش هنر در پيشبرد فعاليتهاي پرورشي مدارس، انتشارات مدرسه، تهران، 1386
| ۲۴ تير ۱۳۸۷ | |
|
فاطمه سلطاني- فريدونکنار |
سایت بازیاب