آفرینش
پیدایش انسان از نسل خدایان 1پاره ای از اساطیر توجه چندانی به افرینش انسان نکرده اند و یا نسل انسان را ادامه نسل خدایان می دانند . یعنی انسان همانند دیگر ایزدان است ، با این تفاوت که که به دلایلی به زمین امده است و در این جا زیست می کند . نم.نه بر جسته این گونه اساطیر داستان خلقت از اساطیر ژابنمی باشد که نظر آنها دو ایزدی که از آسمان به زمین می آیند ، انسان می میرد و به جهان مردگان در زیر زمین می رود . یمه (yama) و خواهر همزاداو یعنی یمی (yami) نخستین زوج بشری در اساطیر آریای هند، فرزند خورشید ،و یوَسَوت و سارانیو بودند . یمه و یمی به خواهش یمی ، در حالیکه یمه از ناخشنودی و ارونا و میترادو تن از خدایان بیمناک بود . زن و شوهر شدند . نسل انسان از آنها پدید آمد . یمه نخستین کسی بود که راهی سرزمین نیاکان یعنی جهان پس از مرگ شد و حاکم آن قلمرو گردید و شهریار مردگان گشت . در اساطیر هندی دوره ی برهمنی از انسانی دیگر به نام مانو(manu) نام می برند که از طرفی نخستین انسان و از طرفی ایزدی آفریننده است . ریشه ی اسم (manu) با کلمه (man) در انگلیسی به معنی مرد از یک واژه ی هنر و اروپایی است . برای او داستان طوفانی همانند طوفان نوح (ع) قائلند که در روایات مذهبی هنر از آن یاد شده است . کیش مانوی انسان و نخستین زوج که در آن کیش گاهی به اسم آدم و حوا نام برده می شود و گاهی با نام گَهُمرد ومُردیانهاز آن ها یاد می شود را فرزنددیوان (صد خدایان ) می دانند . دیوان نیز همچون ایزدان موجوداتی مافوق طبیعی هستند و از آنجایی که در این کیش به بدن انسان با دید زندان روح می نگرند . و از آدم و دختری به نام حوا به دنبال می آیند و تحت سرپرستی دو « سردیو » تاریکی یکی نر و یکی ماده قرار می گیرند .
آفرینش موجودی دیگر به همراه انسان
برخی از اسطوره ها بیان میس کنند که همزمان با پیدایش انسان و یا قبل و یا کمی بعد از او ، یک جانداردیگر نیز آفریده شده است . این حیوانات که همزمان با انسان خلق می شوند معمولا ًحیواناتی هستند کهدر زندگی روزمره به شدت مورد نیاز انسان ها می باشد و بخش مهمی از زندگی انسان را تشکیل می دهند و معمولاً حیوانات اهلی و یا دیگر حیواناتی هستند که از جهتی مورد تقدس می باشند . نمونه این حیوانات گاو می باشد . در اساطیر ایرانی ،اسکاندیناوی و مردمان هررواز قبایل ساکن در جنوب غربی آفریقا . اسکاندیناوی ها بر این باوربوده اند که هنگامی که گرمای جنوبی به سرمای سرزمین شمالی می رسد یخ ها شروع به آب شدن می کنند . از آب شدن یخ ها موجودی به صورت انسان به نام « یمیر » یا اورگلمیر (aurgelmir) شکل گرفت . در همان روز از ذرات یخی که آب می شد گاه اولیه به نام «اوملا» (auoumala) پیدا شد .
در بند هش آمده است که گاو وکیومرث از خاک درست شدند . این دو نخستین موجودات آفریده شده در کناررود دایئت بودند که در مرکز زمین در ایرانویج قرار داشت . گاو در طرف چپ و کیومرث در طرف راست رود قرارداشتند . تا اینکه پس از حمله اهریمن به جهان هرمزد آفریده هر دو مردند . اهورامزدا به این خاطر که درد مرگ را برای گاو کم کند . قبل از اینکه اهریمن به سراغ او بیاید قدری بنگ به او داد تا راحت بمیرد . ازبدن او بر زمین ریخت پنجاه و پنج گیاه دارویی به وجود آمد . نطفه ی او در ماه پالوده شد و از آن نوع گوسفند شکل گرفت . در روایتی دیگر از سرخ پوستان آمده است که نخست انسان ها و گرگ ها آفریده شدند . گرگ ها مامور رساندن پیام خدایان به انسان ها شدند و نقش پیامبری را ایفا می کردند اما چون انسان ها به پیشنهاد آنها گوش نمی دادند همگی در آب غرق شدند .
مرگ وحشتناک ترین واقعیتی است که در زندگی هر کس رخ خواهد داد . پدیده ای بسیار ترسناک که نشان اتمام همه چیز است . انسان از آغاز با این معمای لاینحل دست به گریبان بوده است . تمام کوشش های او بریا رهایی از این اژدهای هولناک بی نتیجه مانده است . جاودانگی در این جهان کیمیایی بود که هرگز به دست نیامد و تمام جویندگانی که که زندگی خود را صرف یافتن آن کردنددر پایان نومید باز گشتند و یادر بیابان های حیرت و سرگردانی جان سپردند ؛ چون تلاش در یافتن جاودانگی با شکست مواجه شد . اندیشمندان و فلاسفه در پی یافتن راهی دیگر بر آمدند تا لااقل قدری از ترس و هراس مردم از مرگ بکاهند و تهدیدمرگ را از خود دور کنند . البته نه به امید گنگ توجیه و تبین مرگ . بلکه به قصد حذف الغای مرگ و غیر واقعی پنداشتن مرگ و نفی وتکذیب و انکارش .