معاد در افق نهج البلاغه
چه باید کرد ؟
ساربانی را باید ،که صلا دهد ،و قافله سالاری که بانگ بردارد : ای دور شدگان از فطرت ، وای راهیان دیار غفلت ، به کجا می روید ؟ فَأَ ینَ تَذهَبُونَ 2فَأَنّی تُؤفَکُونَ ؟! اَم أَینَ تُصرَفُون َ؟ اَم بِماذا تَغتَرُّّونَ3
پیامبران خدا و امامن هدی در طول تاریخ پیوسته ، هشدارهای لازم را به بشریت داده اند . و عالمان ربانی ، این راهیان راه نور ، ودیگر دلسوختگان بیدار ، همواره این نوا را ، در گوش دلهای مستهعد و شنوا ، نواخته اند که :
مردم !همانا دنیا خنه ای است رهگذزر و و آخرت سرائی است پایدار ، پس از گذرگاه خود ، توشه بردارید برای جائی که در آن پایدارید . و مَدَرید پرده های یکدیگر نزد آن کس که می داند برای جائی که در آن پایدارید . ومَدَرید پرده های یکدیگر نزد آن کس که می داند نهان شما را از شما بهتر . برون کنید از دنیا ، دلهاتان را از آ ن پیش که برون رود از آن تن هاتان . شما را در دنیا آزموده اند و برای جز دنیا آفریده اند . آدمیی چون بمیرد گویند چه نهاد ؟ و فرشتگان گویند چه پیش فرستاد ؟ خدا پدرانتان را بیامرزد ! اندکی پیش فرستید ، تا برای شما ذخیرت بودن تواند . و همه مگذارید که وبال آوردن ، بر گردنتان بماند . 4
ایمان به معاد و تاثیرات آن
هر گونه اعتقادو برداشتی خواهو ناخواه در رفتار انسان ، مؤثر است و آدمی آگونه عمل می کند که می اندیشد . 1
و از– کوزه همان بتراود که در اوست -
قبل از آنکه به اثرات ایمان به معاد ، بپردازیم ، لازم است یاد آورشویم ، آنچه ما ادعای آن را داشته و داریم این است که ایمان به معاد می تواند در انسان تحول ایجاد کند وروی کلمه ایمان تکیه داریم .
ایمان همان باور قلبی و درونی است ، و در صورتی که بر خاسته از علم و آگاهی باشد ، می تواند اثرات شگرفی از سازندگی بر رفتار فرد و جامعه بگذارد . 2
بنابراین وهم و شک و ظن بلکه علم به معاد ، درصورتی که همراه با ایمان نباشد ، نمی تواند منشاء تحوّل در انسان گردد . نمونه ی روشن آن ابلیس است که هم علم به مبدأ 3 و هم علم به معاد 4، و لیکن از علم به آندو به عنوان واقعیت های موجود ، سودی نمی برد و ارزشی برایش به شمار نمی رود .
ولی چنان که انسانی در راستای رسیدن به حقیقت و ایمان به معاد ، گام بر می دارد و در حال تحقیق نسبت به این مقوله باشد و به مطالعه و تفکّر در وجود خود و طبیعت و تاریخ می 1ردازد و در این سیر مطالعاتی گاهی به مرحله ای میرسد که احتمال معاد را می دهد و گاهی ظن و گمان نسبت به آن واقعیت پیدا می کند ، در چنین حالتی است که چه بسا گمان به معاد نیز کار ساز باشد .
شاید آیات شریفه ی قرآن که ظن به معاد را موجب نجات برخی و عدم ظن به معاد را درباهی دوزخی شدن گروهی دیگر ، مطرح نموده است اشاره به همین حقیقت باشد . آنجا که فرمود ، ألا َیَظَنُّ اُلئِکَ أَنَّهُم مَبعُوثُونَ 5 . آیا کم فروشان گمان ندارند قیامتی هست و بر انگیخته خواخند شد ؟!! و هنگامیکه نامه عمل نیکان از جانب راست به آنها داده می شود ، راز آنها را چنین بازگو می نمایند : إنّی ظَنَنتُ أنِیّ مُلاق ٍ حِسابِیَه ُ 6 . من چنین می پنداشتم که روزی حساب کردارم را در کارنامه ام خواهم دید . وعلت ناموفق بودن آنها که نامه ی عملشان از جانب چپ یا از پشت سر به آنها داده می شود ، عدم ظن به معاد معرفی کرده است ، آنجا که می فرماید : وَأَمّا مَن أُتِیَ کِتابُه وَراءَ ظَهرِهِ فَسَوفَ یَدعُوثُبُوراً ... إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَن یَحُورَ 1 وامّاآن کس که طومار اعمالش را به پشت سر بیاوزند ... ( به علت این است که ) تصور می کرد که هرگز به قالب تن باز نخواهد گشت .
نتیجه : قرآن و نهج البلاغه برایمان برخاسته از علم تکیه 2 دارند .
گامی فراتر؛ اقرار به معاد
در سنت نبوی و سخنان معصومین (ع) ، مرحله ای فراتر نیز جلب توجه می نماید و آن اقرار به معاد است . اقرار به معاد هنگامی است که ایمان به معاد در رفتار انسان مشهود باشد و جایگاه ایمان به معاد هنگامی است در درون مؤمن ِ به آن تثبیت شده باشد ، بطوری که که قیامت و جریانات آن از نعمت و نقمت ، توجه وی را به خود جلب نموده و شب وروز ، او تحت تأثیر اعتقاد عمیق به معاد قرار گرفته باشد . همانگونه که علی (ع) توصیف آنها در خطبه متقین نموده است : اما شب هنگام ! راست بر پایند و قرآن را جزءبه جزءبا تأمل و درنگ بر زبان دارند ، و با خواندن آن اندوبارند ، و در آن خواندن ، داوری درد خود را به دست می آورند . اگر به آیه ای گذشتند که که تشویقی در ان است ، به طمع بیارمند ، ودر جانهایشان چنان از شوق بر آید که گوئی دیده هایشان بدان نگران است . واگر آیه ای را خواندند که در آن بیم دادنی است ، گوش دلهای خویش را بدان نهند آنان که پنداری بانگ بر آمدن و فرو شدن آتش دوزخ را می شنوند . با رکوع پشت های خود را خمانیده اند و با سجود پیشانیها و پنجه ها و زانوها و کناره های پا را ، بر زمین گسترانیده ، از خدا می خواهند گردنهاشان را بگشاید و از آتش ، رهاشان نماید .
اما درروز ، دانشمندانند خویشتن دار ، نیکوکارانند پرهیزگار ، ترس آنا ن را چون تیر پیراسته ، تراشیده کرده است و نزار .
چون کسی بدان ها بنگرد ، پندارد بیمارند اما آنان را بیماری نیست و کوید خردهاشان آشفته است ، آن پریشانی را سبب دیگری است . 3
در تعالیم عالیه اسلام و منابع سرشار آن ، آموزش هائی مانند تأکید بر نوشتن وصیتنامه و تهیه کفن و به زیارت مردگان رفتن به چشم می خورد که با بکار بستن آنها ، اقرار به مرگ در وجود انسان ، تحقق می یابد . و اینک روایاتی در این باب :
ترجمه :
علی (ع) می فرماید : دلت را به اندرز زنده بدار ، و به پارسائی بمیران و به یقین نیرو ببخش و به حکمت روشن گردان ، و با یاد مرگش خوار ساز ، و به اقرارِ به نیست شدنش وادار ساز .
قال رسول الله (ص) : فَأَنَّ لَکُم عِبرَة(ٌ1) زیارت کنید مردگانتان را ، زیرا این کار ، خوشحالی آنها و عبرت شمارا در پی دارد .
نتیجه : حال دانستیم آنچه در انسان تحول ایجاد می نماید ، ایمان ، بلکه اقرار به مرگ و معاد است ، اثرات سازنده این اعتقاد را دنبال می نمائیم . ایمان به معادِ انسان و جهان تأثیرات فراوانی را ، در رفتار فرد و اجتماع دارد ، و مابه برخی از آنها اشاره می نمائیم :
1) دمیدن روح روحیه امید و دور کردن اندیشه پوچگرائی
انسان از یک طرف میل به حیات جاودانه دارد و از طرف دیگر زندگی را موقت و گذرا می بیند ، و این دو احساس ناسازگار ، برخی انسان ها را نسبت به هستی و زندگی بدبین نموده و حیات را در دیدگاهشان را پوچ و بی معنی ساخته است ، و اندیشه پوچ گرائی ، آنها را رنج داده و به انواع بیماذی های روحی و ناهنجاریهای روانی ، مبتلا ساخته به طوریکه خودکشی را تنها راه رهایی از این رنج جانکاه ، می دانند .
با ایمان راستین به معاد ، نه تنها انسان از پوچی و بن بست ، رهایی می یابد ، بلکه مومن یه آخرت و ابدیت ، از لحظه لحظه ی عمر خویش به نفع حیات ابدیش سود می جوید و سعادت همیشگی خود را با تلاش و کوشش در این دنیا تامین می کند ، چه اینکه دنیا رامزرعه ی آخرت می شناسد . مؤمن به آخرت ، خود را همانند محصل و دانشجویی می داند ، که هر چ ه بیشتر و بهتر از محیط مدرسه و دانشگاه و امکانات موجود ، بهره گیرد ، کامل تر می گردد و ایمان و عمل صالحش افزایش می یابد و توشه راه و مسافت به سوی ابدیت را ، بیشتر و بهتر ، بر می گیرد . این دیدگاه را قرآن کریم و معصومین علیهم السلام ، با بیاناتی زیبا و رسا ، به پیروان خود آموزش می دهند :
ترجمه : خداوند از هر کارخیری که شما انجام می دهید ، آگاه است و شما باید هرچه بیشتر با انجام خیرات و مبرات ، زاد و توشه ای برای آخرت خود تهیه نمائید و بدانید که بهترین توشعه آخرت ، تقوی از مححرمات است ، ای صاحبان مغزها شما باید از خشم من بپرهیزید . 2
قال علی (ع ) : ترجمه : پس در دنیا از دنیا چندان توشه بردارید که فردا خودرا بدان نگاه دارید . پس بنده باید ، پروای پروردگاردارد ، خیرخواه خود باشد ، و پیش از رسیدن مرگ توبه آرد ، بر شهوت چیره شود و رهایش نگذارد . 1
2) کنترل غرایز
دومین اثر ایمان به معاد ، کنترل – غریز – می باشد.
امیال و غرائز برای ادامه حیات انسان و حیوان ضروری است . و مشترک بین ان دو می باشد ، با این تفاوت که معمولا ً در حیوان غرائز کنترل شده و محدود است ولی در انسان هم کشش ها و امیال درونی گسترده تر است و هم اینکه بطور تکوینی ، هدایت شده و کنترل شده نیست .
به این مطالب باید توجه کرد :
در خیلی از کشورها ی صنعتی ، وقتی یک زن از فروشگاه بیرون می آید بعید نیست چیزی را دزدیده باشد و زیر لباسش پنهان کرده باشد .
در هالیوود ، یک باند هیپی بدون هیچ دلیلی اعضاء یک خانواده را قتل عام کردند .
اینها همه دلیل بر ایئاست که جنایت با تکنیک های جدید و با اختلال های روانی ِ زاده تمدن ، تلفیق و هماهنگی پیدارکده است . هرگز در طول تاریخ این همه ی جنایتهای دسته جمعی ، سوء قصد ، خشونت ، قتل های بی دلیل ، تجاوز و انحراف جنسی دیده نمی شود . 2
و اینگونه حوادث در سطح کره ی زمین آنقدر زیاد است کهقبل شمارش نیست ، بطوریکه باید گفت در هر ثانیه از زمان هزاران نمونه ی آن در زمین رخ می دهد و صفحه ی گیتی از فساد و ظلم و جنایت پر شده است و بفرموده قرآن : ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرِّ وَالبَحرِ بِما کَسَبَت أَیدِی النّاس ِ . 3
اکنون این سؤال جدّی تر از گذشته مطرح می شود که با این غرایز چه باید کرد ؟ و روش بر خورد درست با آنها چیست ؟ و راه رهایی از این منجلابی که بشر گرفتار آن شده است ، کدام است ؟
در پاسخ به این پرسش گروهی 4 سرکوب غرائز را ، راه حل معرّفی نموده اند و گروه 5 دیگری ، راه افراط و زیاده روی را در پیش گرفته و آزادی بی قید و شرط را ، پیشنهاد می نمایند ، ولی باید اذعان نمود که این دو نظریه در عمل پیرو چندانی ندارد و در سطح جهان هیچ نظام سیاسی و اجتماعی طرفدار آن نیست ، و آنچه جملگی بر آنند و تمام جوامع بشری پیرو آنند ، نظریه سوم است و آن – کنتری غرایز می باشد . بنابراین غرایز گسترده ونیرومند انسان،نیازبه عامل کنترل کننده ای دارد وهم اکنون باید دید آن عامل نیرومند کنترل کدام است ؟
الف : آنچه در دنیا و تمام نظام های اجتماعی و حکومتی رایج و معمول می باشد ، بگارگیری قوانین کیفری و استخدام نیروی انتظامی و پلیس است . ماضمن لزوم بکارگیری روش فوق در جهت حفظ حدود و حقوق افراد ، آنرا کافی نمی دانیم ، زیرا اولا ً این روش پرهزینه است و امکانات و نیروی انسانی فراوانی را می طلبد و ثانیا ً این پرسش جدّی مطرح می شود که با غرائز کنترل نشده خود کنترل کنندگان چه باید کرد ؟
ب : روش دیگری که برای کنترل غرائز گاهی شنیده می شود ، تکیه بر– وجدان اخلاقی – است . طرفدارن این تفکر می گویند : باید وجدان اخلاقی را در انسان ها زنده نگهداشت و تبلیغ و ترویج نمود تا اینکه وجدان پاک و بیدار هر انسانی ، اورااز ظلم و تجاوز به حقوق دیگران باز دارد .
پاپ و کلیسا و برخی از فلاسفه غرب ، طرفدار این روش کنترل می باشند . شهید مطهری (ره) در بیان اظهار نظر – کانت ـ که از فلیسوفان بر جسته غربی است ، می گوید : او برای وجدان ارزش فوق العاده ای قائل است و معتقد است که انسان یک وجدان بسیار اصیل اخلاقی دارد ، او درباره اطاعت از وجدان همان حرفی را می زند که اهل ایماندر مسئله – اخلاص – نسبت به باریتعالی می زنند که بنده ی مخلص آن است که امر خدا اطاعت کند نه برای وصول به نعمت های خدا و نه برای ترس از عقاب خدا ، بلکه چون اوامرکرده اطاعت کند ولو اینکه بداند اگر انجام دهد بهشتی درکارنیست و اگر انجام ندهد جهنمی درکارنیست . این هم نظری است . 1
گرچه برای این نظریه تأییداتی همچون توصیه 2به حق و صبر و دعوت 3 به خیر و مدیریت 4 مبتنی بر رفق و مدارا و مواسات 5 ومردانگی و آزاد منشی را ، می توان در منابع اسلامی یافت و روی همین جهت ما آن را لازم دانسته ولی به عنوان تنها عامل و برای همه افراد ، کافی به نظر نمی رسد .
ج ) روش سوم برای کنترل غرائز ، ایمان به مبداء و معاد : آموزش های مکتبی و اسلامی به ما اینگونه الهام می دهد که راههای کنترل ، دو کنترل است ، یکی از کنترل درونی و آن ایمان به مبدأ هستی و ایمان به معاد و توجه به وجدان اخلاقی است .
آری آنچه می تواند در برابر نفس اماره ، بایستد و استقامت کند و آنرا کنترل نماید این اعتقاد است که قرآن کریم می فرماید :
ترجمه : خداوند شما آن خدائی است که چشمهای خائن را می شناسد و هر آن رازی که در سینه در دل خود نهان بدارند می داند . 1
هرکس به سنگینی یک ذره کار خوب انجام داده باشد ، تصویر آن را می بیند . و هر کس به سنگینی یک ذره کار بد انجام داده باشد تصویر آن را خواهد دید . 2
علی (ع) ؛ ترجمه : به خدا سوگند یاد مرگ مرا از لاغ باز می دارد . 3
کسی که مشتاق بهشت بود شهوتها را از دل زدود ... و آن که مرگ را چشم داشت ، در کار های نیک پای پیش گذاشت . 4
نتیجه : از آنچه گذشت می توان نتیجه گرفت که مهمترین عامل کنترل کننده غرائز و خواسته های نامحدود انسان ، آن است که بشر با خدای خود در ارتباط قرار گیرد (ایمان به مبدأ ) و خدای بزرگ به او وعده یبهشتی را می دهد که در آن تمام تمایلات و خواسته های نامحدودش ، در جوار رحمت حق اشباع می شود ( ایمان به معاد ) .
وهم اکنون ما بر این ادعا پا می فشاریم که ایمان : ایمان به خدا و معاد ، عامل اصلی کنترل غرائز و ضامن اجرای قوانین و مقررات می باشد .
3) پرورش روحیه ایثار و رشد فضائل اخلاقی
سومین اثر ایمان به معاد ، تربیت انسان ی ایثار گر ، انفاق کننده و از خود گذشته است . و اصولا ً صفات ارزشی و اخلاق فاضله ، محصول و میوه ی شجره ی طیبه ی ایمان است . و ارزش ها نمی توانند بر گرفته از روحیه کفر و خود پرستی ، باشند ، زیرا :
بدون تردید – حب ذات – قویترین غریزه در وجود انسان و حیوان به شمار می رود و نسبت به به سایر غرایز – غریزه ی مادر – می باشد و تمامی غرایز از گرسنگی و تشنگی گرفته تا میل به زیبائی و کسب کمالات ، در خدمت غریزه ی حب ذات می باشند .
از بین تمام دلائل که ادعای فوق را اثبات می نمایند ، آیات ذیل بیشتر جلب توجه می نمایند . آری آنجا که زبان تعارف کنار گذاشته می شود و اصطکاک منافع بطور جدی مطرح شده ، باطن ها آشکار می شود ، و غریزه حُبّ ذات ، خود نمایی می کند و می گوید :
ترجمه : تبهکار مجرم در روز قیامت آرزو دارد کاش می توانست فرزندان خود را جان فدا دهدبا همسر و برادرش و تمام عشیره و فامیلش که در پناه او بودند با همه مردمی که در زمین یار هم بودند ، و این جان فدا او را ، می رهانید ! نه هرگز رهائی میسر نیست . این دوزخ ، شعله بی هیزم است . گوشت بدن را کباب می کند و فرو می ریزد .
بنابراین جهنمی ، در آستانه ورودش به جهنم ، بطور صریح پیشنهادی را می نماید که دقیقا ً معرّف نیرومندی – غریزه حبّ ذات – است . او می گوید : خدایا می خواهی ، فرزندان و همسر و برادر و تما فامیل و خویشانی که در خدمت من بوده اند و تمام انسانها و قافله انسانیّت از آغز تا پایان را ، به جهنم ببری ببر ولی مرا نبر !
« نتیجه آنکه انسان بطور طبیعی هر چیزی را برای خود می خواهد ، و چناچه برایش ارزش بالاتری از – خود – مطرح نباشد ،هر کاری بکند در راستای اشباع غرائز خویشتن می باشد ،و برای چنین فردی از – خود گذشتگی ، نه تنها ارزش تلقی نمی شود ، بلکه انفاق و ایثار و هر آنچه از این مقله باشد ، مفهوم خود را ازدست داده و نوعی سفاهت به شمار می رود . »
هسشدار به غافلان
از خود بیگانگی و غفلت از واقعیات برتر در عالم هستی و بی خبری نسبت به تعالیم الهی از مهم ترین آفتهای زندگی ماشینی قرن حاضر است و سرگرمی متنوع نیز بدان دامن زده است .
علی (ع ) آن انسان خود آگاه و خداآگاه به انسان غافل امروز و هررزو ، هشدار می دهد ، تا از عناصری آگاه مؤمن ، روشن و روشنگر ، بیدارو بیدار گر ، خود آگاه و خدا آگاه ، بسازد و اینک سخنانی از آن فرزانه دور اندیش در این خصوص :
ترجمه : بندگان خدا ! از نافرمانی خدا بپرهیزید ، و پیش از رسیدن اجل به کار بر خیزید . آنچه را برای شما می ماند بدانچه از دستتان می رود ، بخرید . دنیا را وا گذارید و کردار نیک را با خود ببرید بار بر بندید که شما را در این خانه نمی گذارند ، پی در پی به رفتن از آن وا می دارند . آماده مرگ باشید که آینده است و سایه ی مرگ خود بر شما افکنده است .
چون مردمی باشید که بانگ بر آنان زدند و بیدار گشتند ، دنیارا نا پایدار ددیدند و از سر آن گذشتند و آخرت جاوید را گرفتند و جهان فانی را هشتند . چه خدای سبحان شما را به بازیچه نیافرید ، و به خود وانگذاشت ، تا هرچند که خواهید در دنیا بسر برید .
میان شما تا بهشت یا دوزخ فاصله ی اندکی است که جز رسیدن مرگ نیست مدت زمانی که چشم بر هم زنی کوتاهش سازد و آمدن ساعت مرگ بیخ و بن آن را بر اندازد ، چه کوتاه مدتی است ، و غائبی که گذشت شب وروز آن را می خواند ، سزاوار است شتابان باز آید و پیکی را مژده ی رستگاری یا پیام نگونبختی و خواری همراه دارد ، نیک پذیره شدن شاید .
پس در دنیا از دنیا چندان توشه بردارید که فردا خود را بدان نگاه دارید . پس ، بنده باید پروای پروردگار دارد ، خیر خواه خود باشد و پیش از رسیدن مرگ توبه آرد . بر شهوت چیره شود و رهایش نگذارد ، چه مرگ او پوشیده است و آروزی دراز وی را فریبنده ، و شیطان بر او نگهبان و هر لحظه گمراهی اش را خواهان . گناه را در دیده ی او می آراید تا خویش را بدان بیالاید ، که : بکن و از آن توبه نما ! و اگر امروز نشد فردا ، تا آنکه مرگ او سر بر آرد ، و او درغفلت خود را از اندیشه آن فارغ دارد . دریغا و پشیمانیا ! بر آن در غفلت بسر برده روزگار تباه ، و عمر وی بر این تباهی و غفلت گواهی .
از خدای سبحان خواهنیم که ما و شما را از کسانی بدارد که نعمت ، آنان را به راه سر کشی در نیاورد ، و هیچ چیز از اطاعت پروردگارشان مشغول ندارد ، و پس از مرگ اندوه و پشیمانی به آن روی نیارد .
2 – سوره تکویر – 26
3 – نهج البلاغه – خطبه 83 . پس کی باز می گردید ؟ و به کجا می روید ؟ و فریفته چه هستید ؟
4 – نهج البلاغه – ترجمه ی شهیدی صفحه 238. خطبه 204 .
1 – سوره اسرا ء – 84 – قُل کُل ُُّ یَعمَلُ علی شا کِلَتِهِ .
2 – سفینه البحار ج 1 لغت اَمن .
3 – نهج البلاغه ،خطبه 192 .
4 – سوره حجر – 36 – قال ربِّ فَأُ نظِرنی اِلی یَومِ یُبعَثُون َ .
5 – سوره مطنفین – آیه 4 .
6 – سوره حاقه – آیه 20 .
1 سوره انشاق – آیه 14 – 10 .
2 – سوره آل عمران آیه 192 – 191 .
3 – نهج البلاغه – ترجمه دکتر شهیدی صفحه 225 .
1 – وسائل الشیعه ج 2 – تالیف شیخ حرعاملی صفحه 878 – انتشارات المکته الاسلامیه – طهران – چاپ سوم 1395 هـ ش .
2 – سوره بقره – آیه 197 .
1 – نهج البلاغه – خطبه 64 .
2 – روز نامه اطلاعاتشماره 16111 .
3 – سوره روم – آیه 41 .
4 – روشی که برخی مرناضان دارند و هم رهبانیتی که به بیان قرآن ابداع راهبان مسیحی است . سوره حدید – 27 .
5 – دیدگاه کاپتیا لیستی و سرمایه داری بطور عام و دیدگاه – فروید – در خصص غریزه جنسی ، این است .
1 – تعلیم و تربیت در اسلام ص 110 – اثر شهید مطهری – چاپ پانزدهم – انتشارات صدرا .
2 – سوره عصر – 4 .
3 – سوره آل عمران – 104 .
4 – غرور و در آمدی – واژه رفق ص 145 – تنظیم و تصیحیح سیدجلال الدین محدث – انتشارات دانشگاه تهران 1366 هـ ش .
5 – غرور درر آمدی – واژه رفق ص 362و 404 .
1 – سوره غافر – آیه 19
2 – سوره زلزله – آیه 7 - 6 .
3 – نهج البلاغه – خطبه 84
4 – غررو دررآمدی ص 188 .