X
تبلیغات
نقاشی رنگ و روغن ( Oil painting)
نقاشی رنگ و روغن ( Oil painting)



نقاشی خط ...




برچسب‌ها: نقاشی خط, رنگ روغن, اللهم عجل لولیک الفرج

پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 |

 

سفر نامه رضوی


سفر نامه رضوی

عید در قطعه ای از بهشت

دیگر چیزی برای پایان سال نمانده است آهی سرد از درون بر می آورم سر تا پای وجودم را نگاه می کنم نگاهی عاقل اندر سفیه ! همزمان با آه دوم تصویری را می بینم که از تلویزیون پخش می شود و خواننده صلوات خاصه امام رضا (ع) را زمزمه می کند و تصاویری از تحویل سال نو را نشان می دهد ، انگار عرق سردی روی پیشانی تب کرده ام نشسته است و باز همان عاشق دیوانه ای می شوم که بودم . چشمم چنان به زیبایی ها باز می شود که غرق در تماشای گنبد طلایی می شوم و خورشید مهرش در دلم طلوعی دیگر می یابد . اما خشمی پنهان مرا را از درون فرامی خواند، زود شیطان را از جلدت خارج کن و سجده بر سجاده ای بگذار که تمثالی از حرم مطهر امام رضا (ع) بر آن نقش بربسته است . لبانم خشک شده است اما ذکر سبحان الله ترنمی دوباره به من می بخشد و من از سایه سری آقا دست نیت بالا می برم و به نماز می ایستم ...

انگار جوانی ام خشک شده است ، اما آفتابی در درونم رخ می نماید که  مرا حیاتی نو می بخشد و همچون درختان مرده زمستانی جانی دوباره می گیرم و شروع می کنم به ذکر تسبیحات حضرت فاطمه الزهرا (س) .

آری کبوتر درونم پر کشیده است و همچون کبوتران حرم ، کنار حوض محبتش را می خواهند تا من نیز از آب حوض کوثر نمای صحنش، جرعه ای بنوشم و بگویم السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین ... شُر شُر آب می ریزد و من  بی چتر  می خواهم خود را در آبش جلا دهم و غسل زیارت دهم . تا وقت هست ساک سفر را می بندم و راهی وادی خراسان رضوی می شوم با وجود سردی هوا ، عطش جگر سوخته، از شوق دیدار که توان شمردنش را ندارم مرا به باب الرضا می رساند و تاثیری در حالم ندارد ، هم همه ی مردم چه قیامتی به پا کرده است . دیگر در قطعه بهشت جایی نیست درها را می بندند اما رشته مودت امام غریب مرا نیز به صحن راه می دهد . دیگر زمان چندان زیادی برای تحویل سال نو نمانده است دست ها را سوی آسمان لایتناهی می برم و خدای خود را تسبیح می گویم ، سپس دست بر سینه گذاشته و چشم رو به زیبایی ها می گشایم و می گویم السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) و شروع می کنم به قرائت صلوات خاصه امام رضا (ع) :

اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقي النّقي  و حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ

خدایا چگونه به آفتاب وجودم برسم نکنه حالا رویای بودن در لحظه سال تحویل در کنار پنجه آفتاب از وجودم پر بکشد ؟!اما با خود می گویم آن شمس الشموسی که تو را تا اینجا فراخوانده بازهم پیشتر خواهد برد و هرگز شیطان در این حریم ملکوتی در وجودت راه مده .تیک تیک ساعت مرا از خواب غفلت بیشتر آگاه می کند و قفل زنجیر های شیطانی را از پاهایم می گسلد . یکی از خادمان رمز عبور به حرم مطهر را سکوت و آرامش بیان می کند تا یکی یکی را دهد باز غلغله ای بر پا می شود و هیجان رسیدن به کنار ضریح مطهر همه را به سوی مرد می کشد من در حالیکه از سرمای عصر بر خود می لرزم اما از درون گرمای زیارتش چنان گرمم می کند که انگار آتشفشانی بر پاست . بالاخره لحظه موعود فرا می رسد و من نیز از گذرگاه معرفت و عشق به درون راه می یابم و بی تاب به سوی ضریح می دوم زمزمه دعای توسل و ذکر « یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه» چنان طراوت و عطر معنویت بهشتی در فضای حرم پیچیده شده که با گوش فرا دادن، ذکر و استشمامش ناخودآگاه اشک در چشمانم حلقه می زند.

مجری برنامه سال تحویل اعلام می کند یکصدا ندای یا مهدی (عج) را بخوانید و شروع می کند به خواندن دعای تحویل سال :

یا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال

آغاز سال نو در حرم مطهر آقا علی بن موسی الرضا(ع) روح تازه ای در کالبدم دمید و جانی مضاعف بر من بخشید و روحم را صیقل داد .

دست نیایش سوی خدا برده و تمام آرزومندان را دعا و مریضان را شفا ، طالبان و نیازمندان را عطا ، دلهای زنگاری را صفا ، بذل و رحمت بر خطا ، از لغزش شیطان نفس رها ، مستمندان را سخا ... خواستم و باز به نماز شکر ایستادم تا شکر نعمتش بجای آورم .

                                       اللهم تقبل دعائنا واغفرلنا وعافنا واعفو عنا يارحمن يارحيم   


برچسب‌ها: سفرنامه, خراسان رضوی, مشهد, سال نو, تحویل سال

شنبه نهم فروردین 1393 |

 

سفر به استان خراسان جنوبی - شهر بیرجند


وقتی قدم در کتابخانه ای می گذاری که به اندازه تمام کتابهای موجود در قفسه مهر و محبت هم چیده شده تازه رنج سفر کهنه می­شود و تبسم بر لبانی نقش می بندد که چشم انتظار رسیدن همکار کتابدارشان بودند و چشمان تیره شده به جاده با استقبال نوروزی شان سو می گیرد .

چه کتابخانه با صفایی ، کتابخانه ای پر از معنویت و تلاش در جهت ارتقای فرهنگ مطالعه مفید ، اولین چیزی است که به چشم می خورد و وقتی پیشتر می روی و جلوی پیشخوان کتابدار می ایستی تصاویر شهدای شهر بیرجند هست که با ژرف نگری خاصی تو را ارج می نهند چه نگاه زیبا و عاشقانه ای دارند این شهدا . یادشان گرامی و راهشان پر رهرو . اما از خود سوال می کنی آیا باورمان دارند که عکس شهدا را دیده عکس شهدا عمل نمی کنیم ؟!!

با خون گرمی خاصی تو را به نشستن دعوت می کنند اما نه ، تو دل به نشستن نمی دهی چرا که نه تنها چشم و گوشت تو را برای دیدن سایر بخش های کتابخانه فرا می خوانند پاهایت نیز در تغلای حرکتند . دسته گل های بالای قفسه کتاب در اول بهار تو را با بو و عطر دلاویز بهاری و نسیم خوش مطالعه عجین می کند و تو را به سوی قفسه های کتاب فرا می خواند و در نمایی زیبا از گلستان کتاب و گل،  آقایان را می بینی که در سکوت محض غرق در مطالعه هستند و به نشان احترام و ادب بعضی سر تکان می دهند واقعاً فضای دلپذیری است . سیده جعفری آرام مرا به سوی پیشخوان می خواند تا با صرف چایی تصویری از نگاه نافذم را به این کتابخانه توصیف کنم . در این میان خانم امینی هم یکی از همکاران کتابخانه ، فردی بسیار منظم و پرکار هستند که مشغول خدمات رسانی می باشد. واقعاً کار ایشان تحسین برانگیز هست . از صحبت های مسئول کتابخانه متوجه شدم به صورت سه شیفت ارائه خدمات می کنند و از ساعت 6 صبح تا 12 شب بی وقفه کتابخانه آماده ارائه خدمات برای اعضای عضو کتابخانه هست . از جمله همکاران خوبمان در شیفت عصر و شب برادر سید محمد فدوی و فرزاد فروزنده بودند که بسیار فردی متشخص و بزرگوار هستند. میز و صندلی مخصوص برای کتاب اندیشه و هم اندیشی (برای گروه مطالعاتی )در جای مناسبی قرار گرفته و با قفسه های کتب احاطه شده و نمایی خاص به خود گرفته است. فضای زیبای کتابخانه تنها در دکوراسیون داخلی محدود نمی شود و محوطه ای سرسبز و پر از گل های رز و درختان سرو و کاج طراوت بخصوصی به محیط کتابخانه داده است . نظم اعضا در دریافت و عودت کتابهای امانتی و پرداخت جریمه دیر کرد با رضایت کامل خودشان از جمله کنش های خوب اعضای عضو این کتابخانه بود . رعایت حجاب اسلامی از طرف بانوان و مسائل شرعی و عرفی از طرف آقایان بسیار مناسب و چمشگیر بود . کسب رتبه سوم استانی کتابخانه حضرت خدیجه (س) در ثبت و دریافت کتاب طرح من نیز برایشان نقطه مثبتی بود و این بخش اول سفر من به استان خراسان جنوبی و حضور در کتابخانه عمومی حضرت خدیجه (س) شهر بیرجند بود با آرزوی سعادت و فیروزی برای مسئول محترم کتابخانه سرکار خانم سیده جعفری . در بخش بعدی به توصیف کتابخانه استاد سعیدی ، قلعه شهر بیرجند و سد آبی و هتل و صخره بازار و سایبر اماکن دیدنی این شهر خواهیم پرداخت

                                                                                            اجرکم عندالله

                                                                                                                    25اسفند سال 1392 – شهر بیرجند

بخش دوم سفرنامه:

پس از یک روز اقامت در کتابخانه حضرت خدیجه (س) بنا به پیشنهاد سرکار خانم جعفری به کتابخانه استاد سعیدی رفتیم . کتابخانه ای در محیطی دنج و آرام قرار دارد ، وقتی از در وردی کوچک کتابخانه وارد می شدیم احساس نمی کردم کتابخانه بزرگ و فعالی باشد اما وقتی وارد شدیم پس از یک کریدور کوچک ،درب شیشه ای سکوریت ورود را تازگی می بخشید . با اولین تصویر که مواجه شدم سفره هفت سین عید بود که پس از پایان مسابقه سفره های هفت سین و اعلام برندگان یکی به عنوان سمبل فرهنگی شهر بیرجند در بخش جنبی خدمات دهی با چیدمان خاصی قرار داشت . استقبال کتابداران حاضر در این شیفت موجب دلگرمی بیشترم شد تردد بی وقفه اعضا و ارائه خدمات از طرف کتابداران عزیز موجب نمی شد از حضور ما غافل گردند و با چند فنجان چایی و شکلات ما را نیز پذیرا شدند . وقتی می نشستیم درست پشت سرمان روبروی پیش خوان و میز امانت کتابداران بخش کودک را می دیدی که به دلیل کمبود فضا با وجود کوچکترین محیط، اما حس کودکانه را برای کودکان عضو این کتابخانه تداعی می کرد و وقتی من روی یکی از صندلی های کودکان نشستم کودک درونم مرا به دنیای زیبای کودکانه سوق داد و چه زیبا بود وقتی همان لحظه کتاب کودک « وز وز زنبور» را خواندم پس از کمی خوش و بش، وارد مخزن کتاب شدم چینش منظم و مرتب کتابها و سیستم باز قفسه باعث نشده بود تا کتابها بهم ریخته و نامنظم شود و اعضایی که برای انتخاب کتاب به مخزن مراجعه می کردند با رعایت اصول قفسه باز به انتخاب کتاب مورد نظر خود می پرداختند. بخش پژوهش و نشریات هم به جای خود قابل توجه و با ارزش بود. حضور گسترده اعضای کتابخانه، ما را بر آن داشت تا بیشتر متصدع اوقات همکاران نشویم و به کتابخانه حضرت خدیجه (س) برگردیم. یکی دیگر از مواردی که در این کتابخانه بیشتر به چشم می خورد علاقه ی وافر همکاران به کشت و پرورش گلهای مختلف در محیط کتابخانه بود که زیبایی خاصی به فضای کتابخانه می داد. کتابخانه استاد سعیدی با اینکه دارای محوطه نمی باشد ولی در ورودی کتابخانه اولین کسی که با چشمانی زیبا تو را به وارد شدن فرا می­خواند چشمان رعنای گلهای بنفشه می باشد که در دو طرف دیواره کتابخانه توسط کتابداران کاشته شده است و گلهای ناز نازی که ناز آمدنت را به کتابخانه گرامی می دارند. به امید موفقیت روز افزون همکاران در سراسر ایران عزیز. 


برچسب‌ها: بیرجند, کتابخانه, حضرت خدیجه, سفرنامه

پنجشنبه هفتم فروردین 1393 |

 

سال نو


عید بر تمامی هنرمندان و نگارگران سطور تاریخ فرخنده و مبارک باد


تلاشگران هنر ، آفرینش گران زیبایی ها بعد خالق هستی عید تان بی رنگ نباشد دلتان شاد ایام به کام


برچسب‌ها: عید, سال نو, هنرمندان, تاریخ

سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 |

 

فاصله

سکوت عجیبی بود !
وقتی فنجان قهوه را بر روی میز می گذاشت تمام نگاه ها به سوی او بود
ترس تمام وجودش را گرفته بود گویی کسی دنبالش کرده بود !
هیچ کس نگاهش را عوض نکرد تا نترسد .
اما ترسش بیشتر بیشتر می شد تا اینکه نیم نگاهی کرد و به سوی پنجره رفت
دیگر برای رفتن دیر شده بود پنجه های مرگ نمی خواست امانش بدهد شاید با مرگ فاصله ای نداشت
شاید هم برای زندگی کردن فقط فاصله شیشه بود
تردید برای ماندن و رفتن گریبانش را گرفته بود
قلبش بیشتر به تاب و توپ افتاد دیگر چاره ای نداشت با سکوت ایستاد!
مرد دستانش را دراز کرد و او را گرفت دیگر  اسیر دست بود و  بس . دیگر راه فرار نداش   مرد در حالیکه پنجره را باز می کرد

تبسمی کرد و گفت:

برو ای گنجشک ناز

من نمی گذارم به این راحتی قربانی پنجه های مرگ شوی

و نگاه آتشین گربه تو را در چنگ گیرد

پس پرواز کن و پرواز را بخاطر بسپار

در حالیکه در مقابل چشمان حیرت زده همه پر می کشید
در آسمان ملک ارغنون از چشم ها ناپدید گشت

شاید برای زندگی !

شاید هم برای قربانی شدن به پنجه های مرگ  !!

اما همه خوش بودند

چون پرواز زیباست

 

 


برچسب‌ها: پرواز, قهوه, سکوت, نگاه

چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 |

 

حوض محبت

وقتی خواستم خورشید بکشم


سرم را بالا بردم  


دیدم چهره ای زیباتر از مادر نیست


خواستم حوضی برای ماهی قرمز بکشم

دیدم حوضی به زیبایی حوض محبت مادر نیست


اما مدادم رو سیاه بود

چون نتوانست آن همه زیبایی را به تصویر بکشد


تقدیم به مادرم که همیشه مرا سیراب مهر و محبتش کرده است


برچسب‌ها: حوض محبت, ماهی قرمز, مادر

سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 |

 

گنجشک و برکه


تابلو رنگ و روغن در ابعاد 60در 70


برچسب‌ها: گنجشک, رنگ و روغن, برکه

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 |

 

طرح جلد

طرح جلد کتاب شاعر ارجمند شهرستان ورزقان محمد علی آقازاده  که به طبع چاپ رسید



برچسب‌ها: طرح جلد, کتاب, شعر

چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 |

 


چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 |

 

سنگ کر

سنگ کر

روزی سه دوست عزم سفر به شهری کردند ، خلیل و رستم  اندکی از راه نرفته بودند که خواستند سر به سر احمد بگذارند. گفتند:

 «احمد آن سنگ را می می بینی ؟ آن سنگ کر است ما هر چه صدا بزنیم اون نمی شنود »

احمد اندکی ساده لوح بود کمی فکر کرد و گفت: « از این دروغ بزرگتر، دیگر نشنیده بودم خوب همه سنگ­ها کر هستند مگر سنگ­ها هم می­شنوند؟!»

خلیل گفت:« ما که می­گوییم فقط این سنگ کر است اگر باور نداری ما می­رویم پشتش قایم شویم اگر تو ما را صدا کردی شنیدیم پس حرف تو درست بوده و گرنه ما راست گفته ایم »

احمد گفت :«نه شاید من شما را صدا کردم، عمدا جواب ندادید که من قول بخورم »

رستم گفت :« پس وقتی به ما اعتماد نداری تو برو پشت سنگ بنشین ما تو را صدا بزنیم تا باورت بشه »

احمد دیگه کم کم باورش شده بود حاضر شد برود و پشت سنگ بشیند تا اینها اورا با صدای بلندی بخوانند.رفت و نشست، اما دریغ از صدا!! خلیل و رستم راه خود پیش گرفتند و بسوی شهر حرکت کردند و احمد بیچاره پشت سنگ نشسته بود تا صدای اینها را بشنود. مدتی صبر کرد اما بازم از صدا خبر نبود بعد با خودش گفت :« عجب من تا حالا ندیده بودم اونا راست می­گفتند این سنگ کر است و حتی من ذره ای از صدای اونا را نمی­شنوم .»

پا شد تا به بگوید که شما راست می­گفتین، دید از خلیل و رستم خبری نیست و خیلی وقت هست  از آنجا رفته اند و متوجه شد دوستانش او را قال گذاشتن. احمد به خاطر اینکه خودشو به آنها برساند دوان دوان به راهش ادامه داد تا اینکه تشنه و خسته در زیر آفتاب تموز خود را به آنها رساند. اما دوستانش زده بودند زیر خنده !

از این طرف احمد حسابی آتش شده بود و سخت عطش داشت. احمد و رستم نزدیکی رودخانه آرام قدم برداشتند تا احمد خودشو به آنها برساند و نقشه بعدی را براش اجرا کنند. تا احمد رسید به طرف رودخانه دویدند و لب بر آب گذاشتند که مثلاً دارند آب می­خورند. احمد تشنه کام هم که دوان دوان خود را به آنها رسناده بود از آب رودخانه تلخ رود کلی نوشید تا سر از آب برداشت دید بدتر هم شده آب شور و تلخ او را عطش­تر کرده و احمد و خلیل بازهم زدن زیر خنده !!

احمد دیگر از عطش طاقتش تمام شده بود و سعی میکرد دوش به دوش آنها راه نرود، تا اینکه به چشمه آب رسیدند خلیل و رستم سریع دویدند و از آب گوارای چشمه نوشیدند گفتند : « احمد بیا آب بنوش ، این چشمه چه آب گوارایی دارد...»

احمد که دوبار قول این دو تا را خورده بود گفت:« نه دیگه این بار به حرف شماها گوش نمیدم دیگر تا شهر راهی نمانده است من از این چشمه آب نمی­خورم.میدونم آب این چشمه هم مثل آب تلخ رود هست!»

بازهم این رفقا بر احمد خندیدند و احمد آقا تشنه و عطش خود را به شهر رساند

 

 

 

 


برچسب‌ها: سنگ, کر, داستان کوتاه, اخلاقی, تلخ

چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 |

 


حسن بلندی کرویق ، تخصص نقاشی رنگ و روغن و برجسته نقاشی روی بوم
........... ........ .....
بنام خالق زيبايي و هنرمند زيبا افرين
(اين وبلاگ يك وبلاگ شخصي واطلاع رساني مي باشد و درج پيوندهاي ديگران يا مطالب ديگر به معني تائيد نمي باشد )
تابلو برجسته نقاشی رنگ و روغن با مدل طبیعت و طراحی چهره از روی مدل را می توانید با نازلترین قیمت سفارش دهید

arash_bo@yahoo.com

 

نقاشي رنگ و روغن - برجسته
مقاله های هنری ، علمی ،فرهنگی و اجتماعی و ...
سیاه قلم
نقاشي با مداد رنگي
آرم شرکت ها و موسسه ها و...
طراحی هیدر وب
طراحی
متن ادبی کلاسیک
نمایشگاه - رنگ و روغن - سیاه قلم
نقاشی رنگ و روغن
عکس و عکاسی
معرفی آثار باستانی و گردشگاه های شهرستان ورزقان
ادبیات داستانی
شعرنو و کلاسیک
آموزش هنر
آموزش درسی
خبر های فرهنگی و هنری
نکته های ادبی
نثر ادبی
نثر ادبی (ترکی )
نثر ادبی (فارسی )
رنگ و روغن (14)
نقاشی (8)
طراحی (7)
گل (6)
برجسته (6)
عکس (5)
بهار (4)
طبیعت (4)
سال نو (4)
طرح جلد (4)
عيد (3)
سه بعدی (3)
متن ادبی (3)
عشق (3)
مادر (3)
نمایشگاه (3)
کلاسیک (3)
نقاشي (2)
چشم (2)
سفرنامه (2)

 

 

فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
مرداد 1391
تیر 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
آذر 1388
آرشيو

 

نقاشی خط ...
سفر نامه رضوی
سفر به استان خراسان جنوبی - شهر بیرجند
سال نو
فاصله
حوض محبت
گنجشک و برکه
طرح جلد
سنگ کر

 

اداراه ارشاد ورزقان
92/1-گالری نقاشی سپیده سید سالکی
92/2 - لذت هنر ، لذت روح
92/3 - کتابخانه یادگارامام (ره)
92/4- عصر حرفه و فن
92/5- نگارینا آرت
92/6- تقدیر را با تدبیر تغییر دهیم
92/7-کتابخانه آیت ا...نجفی اهر
1- یک استکان غزل
3- مازار نیوز ( حسن نژاد )
4- جالبستان کرویق
5- دنیز باخ
6- قلم سبز
7- آذری
8- شعر « اشعار ترکی »
9- انعكاس ماه در آب
10- اوزومديل
11- تصوير نقاش و معرفي نقاش
12- دنيا در آينده
13- قاراداغ ادبیات اوجاغی
14-سوخته دلان
15- نقاشی آبستره و سبک کاردک
16- قیزیل اولکم ( سیاسی اجتماعی فرهنگی)
**بلاگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــفا**
17- داینا (رضاعالی )
18- کانون گفتمان دینی
19-خانه موبایل کیارش
20- کامپیوتر (بهنام عباسی )
21- فرهنگی و هنری (زارعی )
22- نقاشی به وسیله پا
23- صدای رنگ
24- گالری هنری هورامان
25- طراحی با ذغال و کنته
26- نقاشی های حسین اکبری _ رنگ و روغن
27- نقاشی های استاد فرشچیان
29- کنار پنجره هنر
30-گون آیدین... وطن
31-پرواز (Parvaz )
32- وبلاگ فرهنگ و هنر ـاستاد ارجمند الياس ممي پور
33- گالری مینیاتور صفا
34-گالری نقاشی با مداد کنته و سیاه قلم
35-خط خطی های من
36- حسابداری
37-وبلاگ شعر و ادبیات ( شاعرعباس ایمانی )
38- گلستان هنر - برد خون
39- زنگ نقاشی
40- ننه خورشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيد
41- ميمه شهري با طبيعت زيبا و دلنشين
42- SIMA
43- نقاشیهای من
44-در خلسه تغزل
46- خاك جاي تلخي است ...
47-اي قلم سوزونده اثر ....
48 - فضاي رايگان
49- كانون بسيج هنرمندان ورزقان
50- محراب قلم (وبلاگ قرآني )
51- دنیای هنر طراحی و نقاشی
52- قره داغ نيوز (فردين الهياري )
53- فهيمه خدادادي (نقاشي ...)
54- عشق يعني نقاشي ...
55- زندگي جريان دارد...
56- هستی
57- مينياتور نوين (با آثار فاطمه سلطان كمانه )
58- ورزقان نيوز
59- باران روایت همه ی دردهای ماست
60- گالري آوين (خانم فاطمه جعفري )
61- خداشناسي (علي قرباني و ...)
63-صونا
64- گالري نقاشي مدرن
65- كهكشان
66- ورزقان دات نت
67- سرشار از سخاوت واژه ها
68- حدادان
69- deltangi
70- آموزش طراحی_________آموزش نقاشی
71- سفارش نقاشی رنگ و روغن
72-روزهای زندگی معلولین
73- نقاشی برجسته
74-سه پایه نقاشی ام دی اف
75- اشعار استاد جمشید مسیب زاده
76- سیاه قلم - بهمن فائزی
77-گالری نقاشی گل مریم
78- ورزقان (راز)
79- شرقی ام به هر حال (خانم مشیری )

 

ویلن
سایت درج آگهی
miniatur نقاشی
ورزقان نیوز
جالبستان کرویق
فلسفه - شعر - مقاله ...
خبرهای علمی - فرهنگی - اجتماعی - سیاسی - مقاله های مختلف ...

 

RSS 2.0
"هدف هنر، ایجاد عصاره ای بی جان و روشنفکر مآبانه نیست



ياهو مسنجر
بيوگرافي

.: Weblog Themes By Payamblog :.